gendarmery

[ایالات متحده]/ʒɒnˈdɑːməri/
[بریتانیا]/ʒɑːnˈdɑːrməri/

ترجمه

n. یک نیروی پلیس که مانند یک نیروی نظامی سازماندهی شده است، به ویژه در فرانسه و کشورهای دیگر.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the gendarmery

پاسگاه

french gendarmery

پاسگاه فرانسوی

national gendarmery

پاسگاه ملی

civil gendarmery

پاسگاه مدنی

mounted gendarmery

پاسگاه سوار

rural gendarmery

پاسگاه روستایی

جملات نمونه

the french gendarmery has maintained public order for over two centuries.

گارد ملی فرانسه به مدت بیش از دو قرن به حفظ نظم عمومی پایبند بوده است.

the government announced plans to reform the national gendarmery system.

دولت اعلام کرد که قصد دارد سیستم گارد ملی را بازنگاری کند.

military gendarmery units were stationed at strategic locations along the border.

واحدهای گارد نظامی در مکان‌های استراتژیک در کنار مرز مستقر شدند.

the primary duty of the gendarmery is to protect citizens and enforce laws.

وظیفه اصلی گارد حفظ امنیت شهروندان و اجرای قوانین است.

many nations have established modern gendarmery forces to meet new security challenges.

بسیاری از کشورها نیروهای گارد مدرن را برای مواجهه با چالش‌های امنیتی جدید تشکیل داده‌اند.

gendarmery officers undergo specialized training in crowd control and crisis management.

ضابطان گارد آموزش‌های ویژه‌ای در کنترل جمع و مدیریت بحران می‌گیرند.

historical records indicate that gendarmery originated in france during the medieval period.

تاریخچه نشان می‌دهد که گارد در فرانسه در دوره میانه‌ای به وجود آمد.

the gendarmery's jurisdiction extends across all rural and urban areas of the country.

محدوده اختیارات گارد به تمام مناطق روستایی و شهری کشور گسترده است.

international organizations have recognized the gendarmery for its professional standards.

سازمان‌های بین‌المللی به دلیل استانداردهای حرفه‌ای گارد آن را می‌شناسند.

the newly formed gendarmery began patrolling the streets immediately after its creation.

گارد جدید که تشکیل شد، فوراً پس از ایجادش شروع به گشت زنی در خیابان‌ها کرد.

scandals involving corruption within the gendarmery led to mass protests.

اسکاندال‌هایی که در گارد در مورد فساد رخ داد، به تظاهرات جمعی منجر شد.

the gendarmery worked closely with civil servants during the investigation.

گارد در طول تحقیقات به طور نزدیک با کارمندان دولت همکاری کرد.

the gendarmery adheres to strict ethical guidelines in its operations.

گارد در عملکرد خود به راهنمایی‌های اخلاقی سخت‌گیرانه پایبند است.

the presence of gendarmery personnel deterred criminal activity in the area.

وجود کارکنان گارد فعالیت‌های جرمی در منطقه را کاهش داد.

reforms to the gendarmery aimed to modernize its structure and procedures.

اصلاحاتی که در گارد انجام شد، به منظور مدرن‌سازی ساختار و روش‌های آن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید