generals

[ایالات متحده]/[ˈdʒenər(ə)lz]/
[بریتانیا]/[ˈdʒenər(ə)lz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افسران ارشد نظامی؛ افراد در موقعیت‌های قدرت یا نفوذ
v. سازماندهی و هدایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

generals command

فرماندهان

leading generals

فرماندهان پیشرو

generals fought

فرماندهانی که جنگیدند

discussing generals

بحث درباره فرماندهان

future generals

فرماندهان آینده

great generals

فرماندهان بزرگ

generals strategize

فرماندهان استراتژی می ریزند

admiring generals

تحسین فرماندهان

old generals

فرماندهان پیر

training generals

آموزش فرماندهان

جملات نمونه

the generals discussed the battle plan in detail.

ژنرال‌ها طرح جنگ را به طور مفصل مورد بحث قرار دادند.

several generals attended the military conference.

چند ژنرال در کنفرانس نظامی شرکت کردند.

he rose through the ranks to become a general.

او از طریق رتبه‌ها ترقی کرد تا به ژنرال تبدیل شود.

the general issued orders to the troops.

ژنرال دستوراتی به سربازان صادر کرد.

the generals reviewed the intelligence reports.

ژنرال‌ها گزارش‌های اطلاعاتی را بررسی کردند.

the new general took command yesterday.

ژنرال جدید دیروز فرماندهی را به دست گرفت.

the generals presented their recommendations to the president.

ژنرال‌ها توصیه‌های خود را به رئیس‌جمهور ارائه کردند.

the general's leadership was crucial to the victory.

رهبری ژنرال برای پیروزی بسیار مهم بود.

the generals debated the merits of the new strategy.

ژنرال‌ها مزایای استراتژی جدید را مورد بحث قرار دادند.

the general addressed the troops before the mission.

ژنرال قبل از مأموریت با سربازان صحبت کرد.

the generals planned a surprise attack on the enemy.

ژنرال‌ها یک حمله غافلگیرانه به دشمن برنامه‌ریزی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید