genips

[ایالات متحده]/dʒenɪps/
[بریتانیا]/dʒenɪps/

ترجمه

n. آی پی آدرس‌های یا شناسه‌های تولید شده توسط شبکه در یک سیستم
v. تولید یا تولید کردن پروتکل‌های شناسایی در یک زیرساخت شبکه

جملات نمونه

the sudden genips of clarity helped her solve the complex puzzle.

نگاه ناگهانی روشنایی او کمک کرد تا پازل پیچیده را حل کند.

he experienced a moment of genips during the meditation session.

او در جلسه مدیتیشن یک لحظه از نگاه روشنایی را تجربه کرد.

the artist's genips came from years of dedicated practice.

نگاه روشنایی هنرمند از سال‌ها تمرین وفادار به دست آمده بود.

scientists are studying the neural pathways associated with genips.

دانشمندان مسیرهای عصبی مرتبط با نگاه روشنایی را مطالعه می‌کنند.

a flash of genips struck the researcher at midnight.

یک لحظه ناگهانی از نگاه روشنایی در ساعت میان‌شب به محقق زد.

the book captures the essence of creative genips in the workplace.

کتاب جوهره‌ای از نگاه‌های روشنایی خلاقانه در محیط کار را به تصویر می‌کشد.

she credited her success to a moment of unexpected genips.

او موفقیت خود را به یک لحظه ناگهانی از نگاه روشنایی بدهکار بود.

chronic sleep deprivation can inhibit the brain's genips mechanisms.

کمبود خواب مزمن می‌تواند مکانیزم‌های نگاه روشنایی مغز را مهار کند.

the team waited for a collective genips to emerge during the brainstorming session.

تیم منتظر ظهور یک نگاه روشنایی جمعی در جلسه تولید ایده بود.

historical records show that many genips occurred during morning walks.

دستاورد‌های تاریخی نشان می‌دهد که بسیاری از نگاه‌های روشنایی در پیاده‌روی‌های صبحی رخ داده‌اند.

he described the genips as an electric sensation spreading through his mind.

او نگاه روشنایی را به عنوان یک حس الکتریکی که از ذهن او گذشته، توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید