geometrician

[ایالات متحده]/dʒɪəˈmɛtrɪʃən/
[بریتانیا]/dʒɪəˈmɛtrɪʃən/

ترجمه

n. یک متخصص در هندسه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

expert geometrician

هندسه‌دان متخصص

senior geometrician

هندسه‌دان ارشد

junior geometrician

هندسه‌دان جوان

certified geometrician

هندسه‌دان دارای گواهینامه

professional geometrician

هندسه‌دان حرفه‌ای

licensed geometrician

هندسه‌دان دارای مجوز

associate geometrician

هندسه‌دان همکار

lead geometrician

هندسه‌دان رهبر

consulting geometrician

هندسه‌دان مشاور

field geometrician

هندسه‌دان میدانی

جملات نمونه

the geometrician calculated the area of the triangle.

محاسب مساحت مثلث توسط геометр انجام شد.

as a geometrician, he specializes in spatial relationships.

به عنوان یک геометр، او در روابط فضایی تخصص دارد.

the geometrician presented his findings at the conference.

геометр یافته های خود را در کنفرانس ارائه داد.

she wants to become a geometrician after finishing her studies.

او می‌خواهد پس از اتمام تحصیلات خود به یک геометр تبدیل شود.

the geometrician used advanced techniques to solve the problem.

геометр از تکنیک های پیشرفته برای حل مشکل استفاده کرد.

many geometricians collaborate with architects on design projects.

بسیاری از геометрها با معماران در پروژه های طراحی همکاری می کنند.

the geometrician's work is essential in modern mathematics.

کار геометр در ریاضیات مدرن ضروری است.

understanding shapes is crucial for a geometrician.

درک شکل ها برای یک геометр بسیار مهم است.

the geometrician explored the properties of different polygons.

геометр خواص چند ضلعی های مختلف را بررسی کرد.

geometricians often use software to model complex shapes.

геометрها اغلب از نرم افزار برای مدل سازی شکل های پیچیده استفاده می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید