ghazi

[ایالات متحده]/ˈɡɑːzi/
[بریتانیا]/ˈɡɑːzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قهرمان مسلمان متعهد به مبارزه با کافران; جنگجوی اسلامی سوگند خورده به نبرد با کافران

عبارات و ترکیب‌ها

ghazi warrior

جنگجو غازی

ghazi attack

حمله غازی

ghazi movement

جنبش غازی

ghazi leader

رهبر غازی

ghazi ideology

ایدئولوژی غازی

ghazi group

گروه غازی

ghazi mission

ماموریت غازی

ghazi strategy

استراتژی غازی

ghazi campaign

کمپین غازی

ghazi forces

نیروهای غازی

جملات نمونه

he was considered a ghazi for his bravery in battle.

او به خاطر شجاعت خود در نبرد، غازی محسوب می‌شد.

the ghazi warriors fought valiantly for their cause.

جنگجویان غازی با شجاعت برای هدف خود جنگیدند.

many people admire the ghazi for their dedication.

بسیاری از مردم غازی‌ها را به خاطر تعهدشان تحسین می‌کنند.

in history, the ghazi were known for their fierce loyalty.

در تاریخ، غازی‌ها به دلیل وفاداری سرسختانه خود مشهور بودند.

the concept of ghazi has inspired many leaders.

مفهوم غازی الهام‌بخش بسیاری از رهبران بوده است.

he earned the title of ghazi after the successful campaign.

او پس از کمپین موفقیت‌آمیز، عنوان غازی را به دست آورد.

the ghazi lifestyle emphasizes honor and valor.

سبک زندگی غازی بر احترام و دلاوری تأکید دارد.

she read about the ghazi in her history class.

او در کلاس تاریخ خود در مورد غازی خواند.

many tales are told of the legendary ghazi.

بسیاری از داستان‌ها در مورد غازی افسانه‌ای نقل می‌شوند.

joining the ranks of the ghazi is a great honor.

پیوستن به صفوف غازی یک افتخار بزرگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید