gibs

[ایالات متحده]/ɡib/
[بریتانیا]/ɡɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بند فلزی با سری شکل‌دار، که برای اتصال قطعات چوب یا فلز استفاده می‌شود
vt. برای اتصال با یک بند فلزی

جملات نمونه

we'll be gibing this gift to anyon with information!

ما این هدیه را به هر کسی که اطلاعاتی دارد خواهیم داد!

Don't make gibes about her behavior.

در مورد رفتار او طعنه نزنید.

Finally the author illustrates the point by gibing a damage detection example.

در نهایت، نویسنده این نکته را با ارائه مثالی از تشخیص آسیب نشان می‌دهد.

The child's classmates gibed at him for his timidity.

همکلاسی‌های کودک به دلیل کم‌جذبه بودنش او را مسخره کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید