| جمع | giddings |
gid check
بررسی gid
gid value
مقدار gid
gid list
لیست gid
gid error
خطای gid
gid update
بهروزرسانی gid
gid code
کد gid
gid format
فرمت gid
gid query
پرس و جوی gid
gid parameter
پارامتر gid
gid system
سیستم gid
he always seems to gid the right moment to speak.
او همیشه به نظر میرسد که زمان مناسب برای صحبت کردن را پیدا میکند.
she tried to gid the situation before making a decision.
او سعی کرد قبل از تصمیمگیری وضعیت را ارزیابی کند.
it's important to gid the mood of the room.
توجه به حال و هوای اتاق مهم است.
can you gid how he feels about the project?
آیا میتوانید بفهمید که او در مورد پروژه چه احساسی دارد؟
they need to gid the audience's reaction.
آنها باید واکنش مخاطبان را ارزیابی کنند.
she has a knack for gid the dynamics of a conversation.
او در درک پویایی یک مکالمه استعداد دارد.
it's hard to gid his intentions without asking.
بدون پرسیدن، فهمیدن نیات او دشوار است.
he can gid the tension in the air immediately.
او میتواند به سرعت تنش را در هوا احساس کند.
they need to gid the challenges ahead.
آنها باید چالشهای پیش رو را ارزیابی کنند.
she is good at gid people's emotions.
او در درک احساسات مردم خوب است.
gid check
بررسی gid
gid value
مقدار gid
gid list
لیست gid
gid error
خطای gid
gid update
بهروزرسانی gid
gid code
کد gid
gid format
فرمت gid
gid query
پرس و جوی gid
gid parameter
پارامتر gid
gid system
سیستم gid
he always seems to gid the right moment to speak.
او همیشه به نظر میرسد که زمان مناسب برای صحبت کردن را پیدا میکند.
she tried to gid the situation before making a decision.
او سعی کرد قبل از تصمیمگیری وضعیت را ارزیابی کند.
it's important to gid the mood of the room.
توجه به حال و هوای اتاق مهم است.
can you gid how he feels about the project?
آیا میتوانید بفهمید که او در مورد پروژه چه احساسی دارد؟
they need to gid the audience's reaction.
آنها باید واکنش مخاطبان را ارزیابی کنند.
she has a knack for gid the dynamics of a conversation.
او در درک پویایی یک مکالمه استعداد دارد.
it's hard to gid his intentions without asking.
بدون پرسیدن، فهمیدن نیات او دشوار است.
he can gid the tension in the air immediately.
او میتواند به سرعت تنش را در هوا احساس کند.
they need to gid the challenges ahead.
آنها باید چالشهای پیش رو را ارزیابی کنند.
she is good at gid people's emotions.
او در درک احساسات مردم خوب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید