gillie

[ایالات متحده]/ˈɡɪli/
[بریتانیا]/ˈɡɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک همراه یا خدمتکار، به ویژه در زمینه شکار یا ماهیگیری؛ یک خدمتکار یا همراه
شکل‌های واژه
جمعgillies

عبارات و ترکیب‌ها

gillie suit

لباس گیلی

gillie boots

نیم‌بوت گیلی

gillie fishing

ماهیگیری گیلی

gillie jacket

ژاکت گیلی

gillie role

نقش گیلی

gillie costume

لباس گیلی

gillie guide

راهنمای گیلی

gillie style

سبک گیلی

gillie gear

تجهیزات گیلی

gillie outfit

لباس گیلی

جملات نمونه

he wore a gillie suit while hunting.

او در حالی که شکار می‌کرد، لباس غلیه پوشیده بود.

the gillie was skilled at moving silently.

غلیه در حرکت کردن به صورت بی‌صدا مهارت داشت.

she hired a gillie to help with the fishing trip.

او برای کمک در سفر ماهیگیری، یک غلیه استخدام کرد.

the gillie guided us through the dense forest.

غلیه ما را از میان جنگل انبوه هدایت کرد.

wearing a gillie suit made him blend into the surroundings.

پوشیدن لباس غلیه باعث می‌شد او با محیط اطراف ترکیب شود.

the gillie taught me various fishing techniques.

غلیه تکنیک‌های ماهیگیری مختلف را به من آموزش داد.

he felt confident in his gillie outfit.

او در لباس غلیه خود احساس اعتماد به نفس می‌کرد.

the gillie was an expert in local wildlife.

غلیه در مورد حیات وحش محلی متخصص بود.

using a gillie can improve your chances of catching fish.

استفاده از غلیه می‌تواند شانس شما را برای گرفتن ماهی افزایش دهد.

he learned to tie flies from the gillie.

او یاد گرفت که چگونه از غلیه، مگس ببندد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید