gilling fish
خرد کردن ماهی
gilling process
فرآیند خرد کردن
gilling technique
تکنیک خرد کردن
gilling knife
چاقوی خرد کردن
gilling method
روش خرد کردن
gilling area
منطقه خرد کردن
gilling fishery
صید ماهی با خرد کردن
gilling equipment
تجهیزات خرد کردن
gilling procedure
روش کار خرد کردن
gilling standards
استانداردهای خرد کردن
gilling fish is an essential skill for any fisherman.
گرفتن فلس ماهی یک مهارت ضروری برای هر ماهیگیری است.
he spent the afternoon gilling the trout he caught.
او بعد از ظهر مشغول گرفتن فلس ماهی قزل آلا بود که صید کرده بود.
gilling can be done quickly with the right tools.
با ابزارهای مناسب می توان به سرعت فلس ماهی را گرفت.
she learned the art of gilling from her grandfather.
او هنر گرفتن فلس ماهی را از پدربزرگش یاد گرفت.
gilling is often necessary before cooking fish.
گرفتن فلس ماهی اغلب قبل از پختن آن ضروری است.
he enjoys gilling fish at the lake every weekend.
او از گرفتن فلس ماهی در کنار دریاچه آخر هفته ها لذت می برد.
proper gilling techniques can improve the taste of the fish.
تکنیک های مناسب گرفتن فلس ماهی می تواند طعم ماهی را بهبود بخشد.
after gilling, the fish is ready for seasoning.
پس از گرفتن فلس ماهی، ماهی آماده طعم دار کردن است.
he demonstrated gilling to the new members of the fishing club.
او نحوه گرفتن فلس ماهی را به اعضای جدید باشگاه ماهیگیری نشان داد.
gilling is a step in preparing fresh seafood for dinner.
گرفتن فلس ماهی یک مرحله در تهیه غذاهای دریایی تازه برای شام است.
gilling fish
خرد کردن ماهی
gilling process
فرآیند خرد کردن
gilling technique
تکنیک خرد کردن
gilling knife
چاقوی خرد کردن
gilling method
روش خرد کردن
gilling area
منطقه خرد کردن
gilling fishery
صید ماهی با خرد کردن
gilling equipment
تجهیزات خرد کردن
gilling procedure
روش کار خرد کردن
gilling standards
استانداردهای خرد کردن
gilling fish is an essential skill for any fisherman.
گرفتن فلس ماهی یک مهارت ضروری برای هر ماهیگیری است.
he spent the afternoon gilling the trout he caught.
او بعد از ظهر مشغول گرفتن فلس ماهی قزل آلا بود که صید کرده بود.
gilling can be done quickly with the right tools.
با ابزارهای مناسب می توان به سرعت فلس ماهی را گرفت.
she learned the art of gilling from her grandfather.
او هنر گرفتن فلس ماهی را از پدربزرگش یاد گرفت.
gilling is often necessary before cooking fish.
گرفتن فلس ماهی اغلب قبل از پختن آن ضروری است.
he enjoys gilling fish at the lake every weekend.
او از گرفتن فلس ماهی در کنار دریاچه آخر هفته ها لذت می برد.
proper gilling techniques can improve the taste of the fish.
تکنیک های مناسب گرفتن فلس ماهی می تواند طعم ماهی را بهبود بخشد.
after gilling, the fish is ready for seasoning.
پس از گرفتن فلس ماهی، ماهی آماده طعم دار کردن است.
he demonstrated gilling to the new members of the fishing club.
او نحوه گرفتن فلس ماهی را به اعضای جدید باشگاه ماهیگیری نشان داد.
gilling is a step in preparing fresh seafood for dinner.
گرفتن فلس ماهی یک مرحله در تهیه غذاهای دریایی تازه برای شام است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید