gimbal

[ایالات متحده]/ˈɡɪmbəl/
[بریتانیا]/ˈɡɪmbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که به یک شیء اجازه می‌دهد در حالی که حمایت آن متمایل است، در سطح باقی بماند؛ نوعی مفصل یونیورسال

عبارات و ترکیب‌ها

gimbal stabilizer

صفحه تثبیت گیمبال

gimbal camera

دوربین گیمبال

gimbal mount

نگهدارنده گیمبال

gimbal system

سیستم گیمبال

gimbal rig

وسایل گیمبال

gimbal control

کنترل گیمبال

gimbal lock

قفل گیمبال

gimbal design

طراحی گیمبال

gimbal footage

تصویربرداری گیمبال

gimbal operation

عملکرد گیمبال

جملات نمونه

the gimbal stabilizes the camera for smooth video recording.

جیبراست، دوربین را برای ضبط ویدیو روان تثبیت می‌کند.

using a gimbal can greatly improve your filming quality.

استفاده از یک جیبراست می‌تواند به طور قابل توجهی کیفیت فیلمبرداری شما را بهبود بخشد.

the photographer mounted the camera on a gimbal.

عکاس دوربین را روی یک جیبراست نصب کرد.

gimbals are essential for professional videographers.

جیبراست‌ها برای فیلمبرداران حرفه‌ای ضروری هستند.

he adjusted the gimbal to balance the camera perfectly.

او جیبراست را تنظیم کرد تا دوربین به طور کامل متعادل شود.

she invested in a high-quality gimbal for her travel videos.

او برای فیلم‌های سفرش در یک جیبراست با کیفیت بالا سرمایه‌گذاری کرد.

many vloggers rely on gimbals for their daily shoots.

بسیاری از وی‌لوگرها برای فیلمبرداری روزانه خود به جیبراست‌ها متکی هستند.

the gimbal's design allows for easy maneuverability.

طراحی جیبراست امکان مانور آسان را فراهم می‌کند.

he learned how to operate the gimbal effectively.

او یاد گرفت که چگونه به طور مؤثر از جیبراست استفاده کند.

gimbals can be used with various camera types.

می‌توان از جیبراست‌ها با انواع مختلف دوربین استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید