girt with
در بر گرفتن
girt around
در بر گرفتن
girt by
در بر گرفتن
girt edge
لبه در بر گرفته شده
girt area
منطقه در بر گرفته شده
girt line
خط در بر گرفته شده
girt zone
ناحیه در بر گرفته شده
girt space
فضای در بر گرفته شده
girt path
مسیر در بر گرفته شده
girt belt
کمربند در بر گرفته شده
he was girt with a sword at his side.
او با شمشیر در کنارش کمربند بسته بود.
the knight was girt in armor for battle.
شوالیه برای نبرد با زره کمربند بسته بود.
she felt girt in love as they danced together.
در حالی که با هم میرقصیدند، او در عشق کمربند بسته احساس کرد.
the tree was girt with vines around its trunk.
درخت با تاکهایی که دور تنه آن پیچیده بودند، کمربند بسته بود.
he girt himself with determination to achieve his goals.
او با عزمی راسخ برای رسیدن به اهدافش، خود را کمربند کرد.
the city was girt by a protective wall.
شهر با یک دیوار محافظتی کمربند بسته بود.
she girt her waist with a beautiful belt.
او کمر خود را با یک کمربند زیبا کمربند کرد.
the mountain was girt in mist early in the morning.
در اوایل صبح، کوه در مه کمربند بسته بود.
he was girt with a sense of pride after winning the award.
او پس از برنده شدن جایزه، با احساس غرور کمربند بسته بود.
the garden was girt with colorful flowers in full bloom.
باغ با گلهای رنگارنگ در شکوفایی کامل، کمربند بسته بود.
girt with
در بر گرفتن
girt around
در بر گرفتن
girt by
در بر گرفتن
girt edge
لبه در بر گرفته شده
girt area
منطقه در بر گرفته شده
girt line
خط در بر گرفته شده
girt zone
ناحیه در بر گرفته شده
girt space
فضای در بر گرفته شده
girt path
مسیر در بر گرفته شده
girt belt
کمربند در بر گرفته شده
he was girt with a sword at his side.
او با شمشیر در کنارش کمربند بسته بود.
the knight was girt in armor for battle.
شوالیه برای نبرد با زره کمربند بسته بود.
she felt girt in love as they danced together.
در حالی که با هم میرقصیدند، او در عشق کمربند بسته احساس کرد.
the tree was girt with vines around its trunk.
درخت با تاکهایی که دور تنه آن پیچیده بودند، کمربند بسته بود.
he girt himself with determination to achieve his goals.
او با عزمی راسخ برای رسیدن به اهدافش، خود را کمربند کرد.
the city was girt by a protective wall.
شهر با یک دیوار محافظتی کمربند بسته بود.
she girt her waist with a beautiful belt.
او کمر خود را با یک کمربند زیبا کمربند کرد.
the mountain was girt in mist early in the morning.
در اوایل صبح، کوه در مه کمربند بسته بود.
he was girt with a sense of pride after winning the award.
او پس از برنده شدن جایزه، با احساس غرور کمربند بسته بود.
the garden was girt with colorful flowers in full bloom.
باغ با گلهای رنگارنگ در شکوفایی کامل، کمربند بسته بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید