gish

[ایالات متحده]/ɡɪʃ/
[بریتانیا]/ɡɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی (نام خانوادگی)؛ اصلًا یک نام خانوادگی نورمان-فرانسوی که به "کسی که موی روشن یا زیبایی دارد" اشاره دارد.
شکل‌های واژه
جمعgishes

جملات نمونه

the fishermen caught several gish in their net this morning.

دریایی‌ها امروز صبح چند ماهی گیش را در کفی‌شان گرفتند.

we could hear the gish splashing in the shallow water.

ما می‌توانستیم صدای گیش‌ها را در آب سطحی بشنودیم.

the children loved watching the gish swim in the pond.

کودکان دوست داشتند که گیش‌ها را در استخر دیده باشند.

my grandfather taught me how to cook gish properly.

پدربزرگ من به من یاد داد که چگونه به درستی گیش را پخت.

the aquarium has a special tank for exotic gish.

آکواریوم یک مخزن ویژه برای گیش‌های نادر دارد.

she bought some dried gish at the market yesterday.

او چند گیش خشک را روز گذشته در بازار خرید.

the gish jumped high out of the water.

گیش از آب بالا پرید.

we need to clean the gish before cooking.

ما باید گیش را قبل از پختن تمیز کنیم.

the restaurant serves fresh gish caught daily.

رستوران گیش تازه‌ای را که هر روز گرفته می‌شود، ارائه می‌دهد.

he's an expert at catching gish in the river.

او متخصص گرفتن گیش در رودخانه است.

the gish market opens early every morning.

بازار گیش هر صبح زود باز می‌شود.

our cat loves to eat gish for dinner.

ماوس ما دوست دارد گیش را برای شام بخورد.

the ancient legend speaks of a magical gish.

داستان قدیمی درباره یک گیش جادویی می‌گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید