| جمع | gittins |
gittin' up
در حال بلند شدن
gittin' old
در حال پیر شدن
gittin' ready
در حال آماده شدن
gittin' money
در حال دریافت پول
gittin' hot
در حال گرم شدن
gittin' cold
در حال سرد شدن
gittin' dark
در حال تاریک شدن
gittin' tired
در حال خستگی
gittin' close
در حال نزدیک شدن
gittin' started
در حال شروع
i'm gittin tired of waiting for you.
من از اینکه منتظر تو میمانم خسته شدم.
she's gittin ready to go out.
او آمادهی خروج میشود.
they're gittin married next month.
آنها ماه آینده ازدواج میکنند.
we were gittin lost in the city.
ما در شهر گم شده بودیم.
he's gittin better at playing guitar.
او در بازی گیتار بهتر میشود.
the kids are gittin excited about the trip.
کودکان دربارهی سفر خوشحال میشوند.
i'm gittin hungry, let's eat.
من گرسیدهام، بیاییم بخوریم.
she's gittin old, but she's still active.
او پیر میشود، اما هنوز فعال است.
they're gittin ready for the exam.
آنها برای امتحان آماده میشوند.
i'm gittin worried about the test results.
من نگران نتایج آزمون میشوم.
we were gittin dressed when the doorbell rang.
وقتی زنگ دوچرخه زنگ زد، ما در حال پوشیدن لباس بودیم.
he's gittin taller every day.
او هر روز بلندتر میشود.
gittin' up
در حال بلند شدن
gittin' old
در حال پیر شدن
gittin' ready
در حال آماده شدن
gittin' money
در حال دریافت پول
gittin' hot
در حال گرم شدن
gittin' cold
در حال سرد شدن
gittin' dark
در حال تاریک شدن
gittin' tired
در حال خستگی
gittin' close
در حال نزدیک شدن
gittin' started
در حال شروع
i'm gittin tired of waiting for you.
من از اینکه منتظر تو میمانم خسته شدم.
she's gittin ready to go out.
او آمادهی خروج میشود.
they're gittin married next month.
آنها ماه آینده ازدواج میکنند.
we were gittin lost in the city.
ما در شهر گم شده بودیم.
he's gittin better at playing guitar.
او در بازی گیتار بهتر میشود.
the kids are gittin excited about the trip.
کودکان دربارهی سفر خوشحال میشوند.
i'm gittin hungry, let's eat.
من گرسیدهام، بیاییم بخوریم.
she's gittin old, but she's still active.
او پیر میشود، اما هنوز فعال است.
they're gittin ready for the exam.
آنها برای امتحان آماده میشوند.
i'm gittin worried about the test results.
من نگران نتایج آزمون میشوم.
we were gittin dressed when the doorbell rang.
وقتی زنگ دوچرخه زنگ زد، ما در حال پوشیدن لباس بودیم.
he's gittin taller every day.
او هر روز بلندتر میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید