glacials

[ایالات متحده]/ˈɡleɪʃl/
[بریتانیا]/ˈɡleɪʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. یخ زده؛ مربوط به دوره یخبندان؛ بسیار سرد

عبارات و ترکیب‌ها

glacial ice

یخچال

glacial erosion

فرسایش یخچال‌ها

glacial meltwater

آب حاصل از ذوب یخچال‌ها

glacial retreat

پسروی یخچال‌ها

glacial landscape

مناظر یخچال‌ها

glacial acetic acid

اسید استیک یخی

glacial period

دوره یخی

glacial lake

دریاچه یخچال‌ها

glacial epoch

عصر یخبندان

جملات نمونه

a vast glacial trough.

یک گودال وسیع یخی

Work proceeded at a glacial pace.

کار با سرعت یخی پیش رفت.

a profound glacial chasm. shallow

یک شکاف یخی عمیق. کم عمق

glacial waters.See Synonyms at cold

آب‌های یخی. برای مترادف‌ها به سرد مراجعه کنید

glacial melt water; the summer melt season.

آب ذوب شده یخی؛ فصل ذوب تابستان

A butterfly rests on a nunatak, a small mountain tip that pokes through glacial ice.

یک پروانه روی یک نوناتاک استراحت می‌کند، یک نوک کوه کوچک که از میان یخ یخی بیرون زده است.

The first of these glacial periods is often called the Huronian glaciation because it is well exposed in rocks just north of Lake Huron in southern Canada.

اولین دوره از این دوره‌های یخی اغلب دوره‌ی یخی هورونیان نامیده می‌شود زیرا در سنگ‌های شمال دریاچه هورون در جنوب کانادا به خوبی نمایان شده است.

Methods The eyeballs of rat were fixed in the improved fixative solution mixed with paraform,glacial acetic acid and acetone.

روش ها کره چشم موش ها در محلول تثبیت کننده بهبود یافته مخلوط با پارا فرم، اسید استیک یخچالی و استون ثابت شد.

Diphenylbenzidine was synthesized by diphenylamine using glacial acetic acid and water as solvent in acidic condition.

دی فنیل بنیدین با استفاده از دی فنیلامین و اسید استیک یخچالی و آب به عنوان حلال در شرایط اسیدی سنتز شد.

MethodsExpanding reagent: butanol-water-acetic acid glacial(5∶2∶1),stationary phase: G silicon gel and colorate reagent: dissolve ninhydrin in acetone.

روش‌ها عامل گسترش دهنده: بوتانول-آب-اسید استیک یخی (5:2:1)، فاز ساکن: ژل سیلیکون G و عامل رنگی: نیهیدرین را در استون حل کنید.

At its farthest end, three glaciers meet to dump their effluvia into the milky grey glacial water, launching massive igloo icebergs into the lake with thunderous splashes.

در دورترین نقطه آن، سه یخچال به هم می‌رسند تا پس‌ماندهای خود را در آب خاکستری و شیری رنگ یخچال‌ها بریزند و با پاشش‌های رعدآسا، کوه یخ‌های بزرگ را به دریاچه پرتاب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید