feelings of gladness
احساسات شادمانی
overwhelmed with gladness
غرق در شادی
Our destiny offers not the cup of depair , but the chalice of opportunity . So let us seize it ,not in fear , but in gladness .
سرنوشت ما جام ناامیدی را ارائه نمی دهد، بلکه جام فرصت را ارائه می دهد. بنابراین بیایید آن را در دست بگیریم، نه از ترس، بلکه با خوشحالی.
I was filled with gladness when I heard the good news.
من با شنیدن خبر خوب، سرشار از خوشحالی شدم.
Her face lit up with gladness when she saw her old friend.
وقتی دوست قدیمیاش را دید، صورتش از خوشحالی درخشید.
The children's laughter filled the room with gladness.
خنده بچهها اتاق را با خوشحالی پر کرد.
His heart overflowed with gladness on his wedding day.
قلبش در روز عروسیاش از خوشحالی لبریز شد.
The holiday season is a time of joy and gladness for many people.
فصل تعطیلات برای بسیاری از مردم زمانی از شادی و خوشحالی است.
She expressed her gladness at being able to help others.
او از توانایی کمک به دیگران ابراز خوشحالی کرد.
The success of the project brought a sense of gladness to the team.
موفقیت پروژه حسی از خوشحالی را برای تیم به ارمغان آورد.
His gladness was evident in the way he smiled at everyone he met.
خوشحالی او در نحوه لبخند زدنش به همه افرادی که ملاقات میکرد آشکار بود.
The music filled her heart with gladness and lifted her spirits.
موسیقی قلب او را با خوشحالی پر کرد و روحش را بالا برد.
The gladness in her eyes was unmistakable as she received the award.
خوشحالی در چشمان او غیرقابل انکار بود وقتی جایزه را دریافت کرد.
feelings of gladness
احساسات شادمانی
overwhelmed with gladness
غرق در شادی
Our destiny offers not the cup of depair , but the chalice of opportunity . So let us seize it ,not in fear , but in gladness .
سرنوشت ما جام ناامیدی را ارائه نمی دهد، بلکه جام فرصت را ارائه می دهد. بنابراین بیایید آن را در دست بگیریم، نه از ترس، بلکه با خوشحالی.
I was filled with gladness when I heard the good news.
من با شنیدن خبر خوب، سرشار از خوشحالی شدم.
Her face lit up with gladness when she saw her old friend.
وقتی دوست قدیمیاش را دید، صورتش از خوشحالی درخشید.
The children's laughter filled the room with gladness.
خنده بچهها اتاق را با خوشحالی پر کرد.
His heart overflowed with gladness on his wedding day.
قلبش در روز عروسیاش از خوشحالی لبریز شد.
The holiday season is a time of joy and gladness for many people.
فصل تعطیلات برای بسیاری از مردم زمانی از شادی و خوشحالی است.
She expressed her gladness at being able to help others.
او از توانایی کمک به دیگران ابراز خوشحالی کرد.
The success of the project brought a sense of gladness to the team.
موفقیت پروژه حسی از خوشحالی را برای تیم به ارمغان آورد.
His gladness was evident in the way he smiled at everyone he met.
خوشحالی او در نحوه لبخند زدنش به همه افرادی که ملاقات میکرد آشکار بود.
The music filled her heart with gladness and lifted her spirits.
موسیقی قلب او را با خوشحالی پر کرد و روحش را بالا برد.
The gladness in her eyes was unmistakable as she received the award.
خوشحالی در چشمان او غیرقابل انکار بود وقتی جایزه را دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید