glistenings

[ایالات متحده]/'gli:sniŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. درخشان، منعکس کننده نور

عبارات و ترکیب‌ها

glistening water

آب درخشان

glistening dewdrops

قطرات شبنم درخشان

glistening sunlight

نور خورشید درخشان

glistening snow

برف درخشان

glistening eyes

چشم‌های درخشان

جملات نمونه

Yet just 20 miles away is a contrasting land of thick forests—mostly Douglas fir and hemlock—and glistening lakes full of native rainbow trout and kokanee salmon.

فقط 32 کیلومتر آنجا، سرزمین متضادی وجود دارد با جنگل‌های انبوه - عمدتاً درختان کاج دوگلاس و درختان کاج - و دریاچه‌های درخشان پر از ماهی قزل‌آلا و سالمون کوکانه بومی.

The glistening dew on the grass sparkled in the morning sunlight.

شبنم درخشان روی چمن در نور خورشید صبح می‌درخشید.

Her glistening eyes revealed her excitement.

چشمان درخشانش هیجان او را نشان داد.

The glistening snow covered the landscape in a blanket of white.

برف درخشان، مناظر را با یک لایه سفید پوشاند.

The glistening sea stretched out endlessly before us.

دریا درخشان به طور نامحدودی در مقابل ما امتداد داشت.

The glistening stars lit up the night sky.

ستارگان درخشان آسمان شب را روشن کردند.

His glistening smile brightened up the room.

لبخند درخشانش اتاق را روشن کرد.

The glistening diamond ring caught everyone's attention.

درخشش حلقه الماس توجه همه را جلب کرد.

The glistening sweat on his forehead showed his hard work.

تعریق درخشان روی پیشانی او نشان دهنده تلاش سخت او بود.

The glistening river flowed peacefully through the valley.

رودخانه درخشان به آرامی از میان دره عبور می‌کرد.

The glistening paint on the walls made the room look brand new.

رنگ درخشان روی دیوارها باعث شد اتاق نو به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید