glomerate

[ایالات متحده]/ɡləʊˈmɛrət/
[بریتانیا]/ɡloʊˈmɛrət/

ترجمه

adj. خوشه‌ای یا جمع شده به شکل توپ مانند؛ تشکیل شده در یک خوشه متراکم

عبارات و ترکیب‌ها

glomerate structure

ساختار گلومرات

glomerate formation

تشکیل گلومرات

glomerate rock

سنگ گلومرات

glomerate tissue

بافت گلومرات

glomerate mass

توده گلومرات

glomerate particles

ذرات گلومرات

glomerate cluster

خوشه گلومرات

glomerate group

گروه گلومرات

glomerate sample

نمونه گلومرات

glomerate analysis

تجزیه و تحلیل گلومرات

جملات نمونه

the company plans to glomerate with several smaller firms.

شرکت قصد دارد با چندین شرکت کوچکتر ادغام شود.

many businesses glomerate to increase their market share.

بسیاری از مشاغل برای افزایش سهم بازار خود ادغام می‌شوند.

it is common for tech startups to glomerate for better resources.

برای دسترسی به منابع بهتر، رایج است که استارت‌آپ‌های فناوری ادغام شوند.

the glomerate of various ideas led to an innovative solution.

ادغام ایده‌های مختلف منجر به یک راه حل نوآورانه شد.

investors often prefer to glomerate their assets for diversification.

سرمایه‌گذاران اغلب ترجیح می‌دهند دارایی‌های خود را برای تنوع بخشیدن ادغام کنند.

to thrive, many industries choose to glomerate during tough times.

برای پیشرفت، بسیاری از صنایع در زمان‌های سخت ادغام می‌شوند.

they decided to glomerate their efforts to tackle the project.

آنها تصمیم گرفتند تلاش‌های خود را برای مقابله با پروژه ادغام کنند.

the glomerate of resources allowed for a more efficient production.

ادغام منابع امکان تولید کارآمدتر را فراهم کرد.

as companies glomerate, competition in the market may decrease.

با ادغام شرکت‌ها، رقابت در بازار ممکن است کاهش یابد.

the glomerate of their talents resulted in a successful campaign.

ادغام استعدادهای آنها منجر به یک کمپین موفق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید