glug glug
جلجل
glug sound
صدای جلجل
glug drink
نوشیدن جلجل
glug down
پایین جلجل
glug water
آب جلجل
glug bottle
بطری جلجل
glug liquid
مایع جلجل
glug noise
سر و صدا جلجل
glug gulp
جرعه جلجل
glug flow
جریان جلجل
the bottle made a glug sound as it emptied.
بطری با صدای «گلوگ» خالی شد.
he took a glug of water after the run.
او بعد از دویدن، یک «گلوگ» آب نوشید.
she heard a glug when pouring the wine.
وقتی شراب میریخت، صدای «گلوگ» شنید.
the engine started with a glug and then roared to life.
موتور با صدای «گلوگ» روشن شد و سپس زنده شد.
he took a quick glug of his drink before speaking.
او قبل از صحبت کردن، یک «گلوگ» سریع از نوشیدنیاش نوشید.
the sink made a glug sound as the water drained.
با تخلیه آب، سینک صدای «گلوگ» تولید کرد.
with a loud glug, the soda fizzed up.
با صدای بلند «گلوگ»، نوشابه شروع به جوشیدن کرد.
after a long hike, he enjoyed a refreshing glug of lemonade.
بعد از یک پیادهروی طولانی، از نوشیدن یک «گلوگ» لیموناد خنک لذت برد.
the old jug made a familiar glug when poured.
کتل قدیمی هنگام ریخته شدن صدای آشنای «گلوگ» تولید کرد.
she let out a satisfied glug after finishing her drink.
او بعد از تمام کردن نوشیدنیاش، یک صدای «گلوگ» رضایتمندانه سر داد.
glug glug
جلجل
glug sound
صدای جلجل
glug drink
نوشیدن جلجل
glug down
پایین جلجل
glug water
آب جلجل
glug bottle
بطری جلجل
glug liquid
مایع جلجل
glug noise
سر و صدا جلجل
glug gulp
جرعه جلجل
glug flow
جریان جلجل
the bottle made a glug sound as it emptied.
بطری با صدای «گلوگ» خالی شد.
he took a glug of water after the run.
او بعد از دویدن، یک «گلوگ» آب نوشید.
she heard a glug when pouring the wine.
وقتی شراب میریخت، صدای «گلوگ» شنید.
the engine started with a glug and then roared to life.
موتور با صدای «گلوگ» روشن شد و سپس زنده شد.
he took a quick glug of his drink before speaking.
او قبل از صحبت کردن، یک «گلوگ» سریع از نوشیدنیاش نوشید.
the sink made a glug sound as the water drained.
با تخلیه آب، سینک صدای «گلوگ» تولید کرد.
with a loud glug, the soda fizzed up.
با صدای بلند «گلوگ»، نوشابه شروع به جوشیدن کرد.
after a long hike, he enjoyed a refreshing glug of lemonade.
بعد از یک پیادهروی طولانی، از نوشیدن یک «گلوگ» لیموناد خنک لذت برد.
the old jug made a familiar glug when poured.
کتل قدیمی هنگام ریخته شدن صدای آشنای «گلوگ» تولید کرد.
she let out a satisfied glug after finishing her drink.
او بعد از تمام کردن نوشیدنیاش، یک صدای «گلوگ» رضایتمندانه سر داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید