glug

[ایالات متحده]/ɡlʌɡ/
[بریتانیا]/ɡlʌɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدای غارغار کردن ایجاد کردن
vt. با جرعه‌های بزرگ نوشیدن؛ صدای غارغار کردن ایجاد کردن؛ با جرعه‌های بزرگ نوشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

glug glug

جل‌جل

glug sound

صدای جل‌جل

glug drink

نوشیدن جل‌جل

glug down

پایین جل‌جل

glug water

آب جل‌جل

glug bottle

بطری جل‌جل

glug liquid

مایع جل‌جل

glug noise

سر و صدا جل‌جل

glug gulp

جرعه جل‌جل

glug flow

جریان جل‌جل

جملات نمونه

the bottle made a glug sound as it emptied.

بطری با صدای «گلوگ» خالی شد.

he took a glug of water after the run.

او بعد از دویدن، یک «گلوگ» آب نوشید.

she heard a glug when pouring the wine.

وقتی شراب می‌ریخت، صدای «گلوگ» شنید.

the engine started with a glug and then roared to life.

موتور با صدای «گلوگ» روشن شد و سپس زنده شد.

he took a quick glug of his drink before speaking.

او قبل از صحبت کردن، یک «گلوگ» سریع از نوشیدنی‌اش نوشید.

the sink made a glug sound as the water drained.

با تخلیه آب، سینک صدای «گلوگ» تولید کرد.

with a loud glug, the soda fizzed up.

با صدای بلند «گلوگ»، نوشابه شروع به جوشیدن کرد.

after a long hike, he enjoyed a refreshing glug of lemonade.

بعد از یک پیاده‌روی طولانی، از نوشیدن یک «گلوگ» لیموناد خنک لذت برد.

the old jug made a familiar glug when poured.

کتل قدیمی هنگام ریخته شدن صدای آشنای «گلوگ» تولید کرد.

she let out a satisfied glug after finishing her drink.

او بعد از تمام کردن نوشیدنی‌اش، یک صدای «گلوگ» رضایت‌مندانه سر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید