gnarling

[ایالات متحده]/ˈnɑːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnɑr.lɪŋ/

ترجمه

n. گره در چوب؛ یک رشد در چوب
vi. غرش کردن؛ تشکیل گره در چوب

عبارات و ترکیب‌ها

gnarling dog

سگ درهم

gnarling teeth

دندان‌های درهم

gnarling branches

شاخه های درهم

gnarling noise

صدای درهم

gnarling wolf

گرگ درهم

gnarling beast

وحش درهم

gnarling wind

باد درهم

gnarling crowd

جمعیت درهم

gnarling storm

طوفان درهم

gnarling thunder

رعد درهم

جملات نمونه

the dog was gnarling at the intruder.

سگ در حال غرش کردن به سمت متجاوز بود.

he could hear the gnarling of the tires on the gravel road.

او می‌توانست صدای غرش لاستیک‌ها روی جاده خاکی را بشنود.

gnarling branches created a spooky atmosphere in the forest.

شاخه های غران فضایی ترسناک در جنگل ایجاد کردند.

the gnarling sound of the engine worried the mechanic.

صدای غران موتور باعث نگرانی مکانیک شد.

she noticed the gnarling of the dog's teeth as it barked.

او متوجه دندان‌های غران سگ هنگام پارس کردن شد.

the gnarling wind howled through the empty streets.

باد غران از میان خیابان های خالی وزوز می کرد.

gnarling shadows danced on the walls during the storm.

سایه‌های غران در طول طوفان روی دیوارها رقصیدند.

he felt the gnarling pain in his back after lifting the heavy box.

او بعد از بلند کردن جعبه سنگین، درد غران در کمرش را احساس کرد.

the gnarling roots of the tree twisted around the rocks.

ریشه‌های غران درخت در اطراف سنگ‌ها پیچیده بودند.

she couldn't ignore the gnarling sound coming from the attic.

او نمی‌توانست صدای غران که از زیر شیرآزی می‌آمد را نادیده بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید