gobbing

[ایالات متحده]/ˈɡɒb.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɑː.bɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری gob، به معنای تف کردن
n. ماده پرکننده؛ توده‌ای از حباب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

gobbing off

در حال فرار

gobbing up

بلعیدن

gobbing down

به سمت پایین

gobbing around

چک چک کردن

gobbing it

آن را خوردن

gobbing food

غذا خوردن

gobbing away

دور کردن

gobbing noise

صدای عجیب

gobbing sound

صدای عجیب

gobbing style

سبک عجیب

جملات نمونه

he was gobbing on about his vacation for hours.

او ساعت‌ها در مورد تعطیلات خود صحبت می‌کرد.

she started gobbing on the phone during the meeting.

او در طول جلسه شروع به صحبت کردن در تلفن کرد.

stop gobbing and focus on the task at hand.

حرف زدن را متوقف کنید و روی کاری که در دست دارید تمرکز کنید.

the kids were gobbing about their favorite cartoons.

بچه‌ها در مورد کارتون‌های مورد علاقه خود صحبت می‌کردند.

he tends to gob on about politics at every gathering.

او معمولاً در هر جمع در مورد سیاست صحبت می‌کند.

she couldn't stop gobbing about her new job.

او نمی‌توانست از صحبت کردن در مورد شغل جدیدش دست نگه دارد.

they were gobbing on about the latest trends in fashion.

آنها در مورد آخرین روندها در مد صحبت می‌کردند.

he loves gobbing about his favorite sports team.

او عاشق صحبت کردن در مورد تیم ورزشی مورد علاقه خود است.

during lunch, he started gobbing about his weekend plans.

در طول ناهار، او شروع به صحبت کردن در مورد برنامه‌های آخر هفته خود کرد.

she was gobbing about her travels, making everyone jealous.

او در مورد سفرهايش صحبت کرد و باعث حسادت همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید