godling

[ایالات متحده]/ˈɡɒdlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɑːdlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدای کوچک یا الهه؛ خدای جزئی یا روح
Word Forms
جمعgodlings

عبارات و ترکیب‌ها

little godling

خدای کوچک

mischievous godling

خدای شیطان

divine godling

خدای الهی

lost godling

خدای گم‌شده

playful godling

خدای بازیگوش

young godling

خدای جوان

fallen godling

خدای سقوط کرده

ancient godling

خدای باستانی

mighty godling

خدای قدرتمند

hidden godling

خدای پنهان

جملات نمونه

the godling descended from the heavens to bless the village.

خداکجانه از آسمانها فرود آمد تا دهکده را برکت بخشد.

in the ancient tales, a godling often helps heroes in their quests.

در داستان‌های باستانی، یک خداکجانه اغلب به قهرمانان در تلاش‌هایشان کمک می‌کند.

the godling's laughter echoed through the enchanted forest.

خنده خداکجانه در جنگل افسون‌شده طنین‌انداز شد.

people believed that the godling could control the weather.

مردم معتقد بودند که خداکجانه می‌تواند آب و هوا را کنترل کند.

the young godling was curious about the human world.

خداکجانه جوان درباره دنیای انسان کنجکاو بود.

legends say that a godling can grant wishes to the pure of heart.

افسانه ها می گویند که یک خداکجانه می تواند به خلوص قلب آرزوها را برآورده کند.

the godling danced among the stars, spreading joy.

خداکجانه در میان ستارگان می‌رقصید و شادی را گسترش می‌داد.

a godling appeared in the dreams of the faithful.

یک خداکجانه در رویاهای مومنان ظاهر شد.

the villagers offered gifts to the godling for protection.

روستاییان به عنوان محافظت هدیه ای به خداکجانه اهدا کردند.

the godling's presence brought peace to the land.

حضور خداکجانه صلح را به سرزمین آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید