gofer

[ایالات متحده]/ˈɡəʊfə/
[بریتانیا]/ˈɡoʊfər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستیار یا فرستاده؛ کسی که کارهای خفی را انجام می‌دهد
Word Forms
جمعgofers

عبارات و ترکیب‌ها

office gofer

کارآموز دفتر

personal gofer

کارآموز شخصی

gofer job

شغل کارآموزی

gofer duties

وظایف کارآموزی

gofer role

نقش کارآموزی

gofer service

خدمات کارآموزی

production gofer

کارآموز تولید

event gofer

کارآموز رویداد

gofer assistant

دستیار کارآموزی

set gofer

کارآموز صحنه

جملات نمونه

he started as a gofer in the film industry.

او به عنوان یک دستیار در صنعت فیلم شروع به کار کرد.

being a gofer taught her the importance of hard work.

بودن یک دستیار به او اهمیت کار سخت را نشان داد.

many celebrities began their careers as gofers.

بسیاری از مشاهیر با شروع به عنوان دستیار، شروع به کار کردند.

the gofer ran errands for the entire team.

دستیار برای کل تیم، کارها را انجام می‌داد.

as a gofer, he learned about the industry from the ground up.

به عنوان یک دستیار، او درباره صنعت از پایه یاد گرفت.

she was tired of being a gofer and wanted a promotion.

او از اینکه دستیار بود خسته شده بود و می‌خواست ارتقا بگیرد.

the gofer was responsible for handling all the logistics.

دستیار مسئولیت رسیدگی به تمام امور لجستیک را داشت.

it's not easy being a gofer in a fast-paced environment.

در یک محیط پر سرعت، بودن یک دستیار آسان نیست.

he enjoyed the role of a gofer, despite the challenges.

با وجود چالش‌ها، او از نقش یک دستیار لذت می‌برد.

every new intern starts off as a gofer.

هر کارآموز جدید از آنجا شروع می‌کند که دستیار باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید