| جمع | gofers |
office gofer
کارآموز دفتر
personal gofer
کارآموز شخصی
gofer job
شغل کارآموزی
gofer duties
وظایف کارآموزی
gofer role
نقش کارآموزی
gofer service
خدمات کارآموزی
production gofer
کارآموز تولید
event gofer
کارآموز رویداد
gofer assistant
دستیار کارآموزی
set gofer
کارآموز صحنه
he started as a gofer in the film industry.
او به عنوان یک دستیار در صنعت فیلم شروع به کار کرد.
being a gofer taught her the importance of hard work.
بودن یک دستیار به او اهمیت کار سخت را نشان داد.
many celebrities began their careers as gofers.
بسیاری از مشاهیر با شروع به عنوان دستیار، شروع به کار کردند.
the gofer ran errands for the entire team.
دستیار برای کل تیم، کارها را انجام میداد.
as a gofer, he learned about the industry from the ground up.
به عنوان یک دستیار، او درباره صنعت از پایه یاد گرفت.
she was tired of being a gofer and wanted a promotion.
او از اینکه دستیار بود خسته شده بود و میخواست ارتقا بگیرد.
the gofer was responsible for handling all the logistics.
دستیار مسئولیت رسیدگی به تمام امور لجستیک را داشت.
it's not easy being a gofer in a fast-paced environment.
در یک محیط پر سرعت، بودن یک دستیار آسان نیست.
he enjoyed the role of a gofer, despite the challenges.
با وجود چالشها، او از نقش یک دستیار لذت میبرد.
every new intern starts off as a gofer.
هر کارآموز جدید از آنجا شروع میکند که دستیار باشد.
office gofer
کارآموز دفتر
personal gofer
کارآموز شخصی
gofer job
شغل کارآموزی
gofer duties
وظایف کارآموزی
gofer role
نقش کارآموزی
gofer service
خدمات کارآموزی
production gofer
کارآموز تولید
event gofer
کارآموز رویداد
gofer assistant
دستیار کارآموزی
set gofer
کارآموز صحنه
he started as a gofer in the film industry.
او به عنوان یک دستیار در صنعت فیلم شروع به کار کرد.
being a gofer taught her the importance of hard work.
بودن یک دستیار به او اهمیت کار سخت را نشان داد.
many celebrities began their careers as gofers.
بسیاری از مشاهیر با شروع به عنوان دستیار، شروع به کار کردند.
the gofer ran errands for the entire team.
دستیار برای کل تیم، کارها را انجام میداد.
as a gofer, he learned about the industry from the ground up.
به عنوان یک دستیار، او درباره صنعت از پایه یاد گرفت.
she was tired of being a gofer and wanted a promotion.
او از اینکه دستیار بود خسته شده بود و میخواست ارتقا بگیرد.
the gofer was responsible for handling all the logistics.
دستیار مسئولیت رسیدگی به تمام امور لجستیک را داشت.
it's not easy being a gofer in a fast-paced environment.
در یک محیط پر سرعت، بودن یک دستیار آسان نیست.
he enjoyed the role of a gofer, despite the challenges.
با وجود چالشها، او از نقش یک دستیار لذت میبرد.
every new intern starts off as a gofer.
هر کارآموز جدید از آنجا شروع میکند که دستیار باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید