slime

[ایالات متحده]/slaɪm/
[بریتانیا]/slaɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مایع چسبناک; ماده گل‌آلود
vt. پوشاندن با گل
vi. لغزنده و چسبناک شدن
Word Forms
زمان گذشتهslimed
صفت یا فعل حال استمراریsliming
شکل سوم شخص مفردslimes
جمعslimes
قسمت سوم فعلslimed

عبارات و ترکیب‌ها

sticky slime

چسبناک اسلایم

green slime

اسلایم سبز

slime monster

غول اسلایم

anode slime

لجن آندی

slime water

آب اسلایم

جملات نمونه

slime exudes from the fungus.

جِلّ لجن از قارچ خارج می‌شود.

Frogs produce slime to keep their skin moist.

قورباغه‌ها برای مرطوب نگه داشتن پوست خود مخاط تولید می‌کنند.

The snail left a trail of slime along the floor.

خرچنگ حلزونی ردپای لجن را در طول کف زمین به جا گذاشت.

the primeval slime from which all life developed

گل رس باستانی که همه زندگی از آن ریشه گرفت.

what grass remained was slimed over with pale brown mud.

چمن‌های باقی‌مانده با گل و لای قهوه‌ای روشن پوشیده شده بودند.

The reasonable solution of the floatation order, the sulphuration of mineral oxide and the bad influence of slime result in a better ore dressing.

راه حل منطقی برای ترتیب شناوری، سولفیداسیون اکسید معدنی و تأثیرات منفی لجن منجر به جداسازی بهتر سنگ معدن می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید