goopier

[ایالات متحده]/ˈɡuːpiə/
[بریتانیا]/ˈɡuːpiər/

ترجمه

adj. چسبناک‌تر; احمق یا احمقانه; چسبناک‌تر; چسبنده یا ویسکوز

عبارات و ترکیب‌ها

goopier than ever

غلیظ‌تر از همیشه

feels goopier

احساس غلیظ‌تر شدن

goopier texture

بافت غلیظ‌تر

goopier mixture

مخلوط غلیظ‌تر

goopier consistency

غَلیظی بیشتر

goopier substance

ماده غلیظ‌تر

goopier feel

احساس غلیظ‌تر

goopier blend

ترکیب غلیظ‌تر

goopier results

نتایج غلیظ‌تر

goopier application

اعمال غلیظ‌تر

جملات نمونه

the chocolate sauce became goopier as it cooled down.

سس شکلات با سرد شدن، غلیظ‌تر شد.

her story was getting goopier with each retelling.

داستان او با هر بار تعریف کردن، بیش از پیش غیرمنطقی می‌شد.

the mixture turned goopier after adding more water.

مخلوط پس از افزودن آب بیشتر، غلیظ‌تر شد.

as the project went on, it became goopier with too many details.

با پیشرفت پروژه، با وجود جزئیات زیاد، بیش از حد پیچیده شد.

the slime was goopier than i expected.

اسلایم از آنچه انتظار داشتم، غلیظ‌تر بود.

after the rain, the mud became goopier and harder to walk through.

بعد از باران، گل بیشتر غلیظ شد و راه رفتن در آن سخت‌تر شد.

the soup was too goopier for my taste.

سوپ برای من خیلی غلیظ بود.

her emotions felt goopier after the breakup.

احساسات او پس از جدایی، بیش از حد آشفته و غیرقابل پیش‌بینی به نظر می‌رسید.

the paint was goopier than usual, making it hard to apply.

رنگ بیشتر از حد معمول غلیظ بود و استفاده از آن را دشوار می‌کرد.

the kids loved how goopier the craft project became.

کودکان عاشق این بودند که پروژه صنایع دستی چقدر غلیظ‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید