| جمع | gossamers |
delicate gossamer wings
بالهای نازک و توریمانند
gossamer threads
نخهای توریمانند
ethereal gossamer fabric
پارچه توریمانند و فرازمینی
golden gossamer sunlight
نور خورشید طلایی و توریمانند
Furthermore, within Celtic mythology it is said that there is a “gossamer-thin” veil at the entrance to the Otherworld that can easily be torn.
همچنین، در اساطیر سلتیک گفته میشود که در ورودی جهان دیگر، یک حجاب «نازک و مانند تار عنکبوت» وجود دارد که میتوان به راحتی آن را پاره کرد.
Her gossamer dress shimmered in the sunlight.
لباس نازک و مانند تار عنکبوتش در نور خورشید میدرخشید.
The spider's web was delicate and gossamer-thin.
تار عنکبوت ظریف و نازک و مانند تار عنکبوت بود.
She brushed away the gossamer strands of hair from her face.
او رشتههای نازک و مانند تار عنکبوت مو را از صورت خود کنار زد.
The fairy's wings were made of gossamer material.
بالهای پری از مادهای نازک و مانند تار عنکبوت ساخته شده بودند.
The morning mist hung like gossamer over the meadow.
مه صبحگاهی مانند نازک و مانند تار عنکبوت بر روی چمنزار آویزان بود.
Her gossamer touch was barely noticeable.
لمس نازک و مانند تار عنکبوتش تقریباً قابل توجه نبود.
The dancer moved with gossamer grace across the stage.
رقاص با ظرافت نازک و مانند تار عنکبوت روی صحنه حرکت کرد.
His gossamer promises were soon forgotten.
وعدههای نازک و مانند تار عنکبوتش به زودی فراموش شدند.
The delicate fabric was as light as gossamer.
پارچه ظریف به اندازه نازک و مانند تار عنکبوت سبک بود.
The gossamer thread of fate connected them forever.
رشته نازک و مانند تار عنکبوت سرنوشت آنها را برای همیشه به هم پیوند داد.
delicate gossamer wings
بالهای نازک و توریمانند
gossamer threads
نخهای توریمانند
ethereal gossamer fabric
پارچه توریمانند و فرازمینی
golden gossamer sunlight
نور خورشید طلایی و توریمانند
Furthermore, within Celtic mythology it is said that there is a “gossamer-thin” veil at the entrance to the Otherworld that can easily be torn.
همچنین، در اساطیر سلتیک گفته میشود که در ورودی جهان دیگر، یک حجاب «نازک و مانند تار عنکبوت» وجود دارد که میتوان به راحتی آن را پاره کرد.
Her gossamer dress shimmered in the sunlight.
لباس نازک و مانند تار عنکبوتش در نور خورشید میدرخشید.
The spider's web was delicate and gossamer-thin.
تار عنکبوت ظریف و نازک و مانند تار عنکبوت بود.
She brushed away the gossamer strands of hair from her face.
او رشتههای نازک و مانند تار عنکبوت مو را از صورت خود کنار زد.
The fairy's wings were made of gossamer material.
بالهای پری از مادهای نازک و مانند تار عنکبوت ساخته شده بودند.
The morning mist hung like gossamer over the meadow.
مه صبحگاهی مانند نازک و مانند تار عنکبوت بر روی چمنزار آویزان بود.
Her gossamer touch was barely noticeable.
لمس نازک و مانند تار عنکبوتش تقریباً قابل توجه نبود.
The dancer moved with gossamer grace across the stage.
رقاص با ظرافت نازک و مانند تار عنکبوت روی صحنه حرکت کرد.
His gossamer promises were soon forgotten.
وعدههای نازک و مانند تار عنکبوتش به زودی فراموش شدند.
The delicate fabric was as light as gossamer.
پارچه ظریف به اندازه نازک و مانند تار عنکبوت سبک بود.
The gossamer thread of fate connected them forever.
رشته نازک و مانند تار عنکبوت سرنوشت آنها را برای همیشه به هم پیوند داد.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now