granulate

[ایالات متحده]/ˈɡræn.jʊ.leɪt/
[بریتانیا]/ˈɡræn.jə.leɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دانه‌ای یا زبر کردن؛ به دانه‌ها یا ذرات شکل دادن
vi. دانه‌ای یا زبر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

granulate material

مواد دانه ای

granulate process

فرآیند دانه ای

granulate size

اندازه دانه

granulate powder

پودر دانه ای

granulate feed

خوراک دانه ای

granulate mixture

مخلوط دانه ای

granulate product

محصول دانه ای

granulate technique

تکنیک دانه ای

granulate shape

شکل دانه

granulate quality

کیفیت دانه

جملات نمونه

the sugar will granulate if exposed to moisture.

اگر در معرض رطوبت قرار گیرد، شکر دانه بندی می شود.

we need to granulate the powder for better consistency.

ما به دانه بندی پودر برای بهبود یکنواختی نیاز داریم.

some materials can granulate during the manufacturing process.

برخی از مواد می توانند در طول فرآیند تولید دانه بندی شوند.

granulate the mixture before adding it to the solution.

قبل از افزودن آن به محلول، مخلوط را دانه بندی کنید.

they decided to granulate the fertilizer for easier application.

آنها تصمیم گرفتند کود را برای استفاده آسان تر دانه بندی کنند.

granulating the ingredients can enhance the final product's quality.

دانه‌بندی کردن مواد تشکیل دهنده می تواند کیفیت محصول نهایی را افزایش دهد.

the scientist explained how to granulate the chemicals safely.

دانشمند توضیح داد که چگونه مواد شیمیایی را به طور ایمن دانه بندی کنیم.

it is important to granulate the feed for livestock.

دانه‌بندی کردن خوراک دام مهم است.

they used a special machine to granulate the plastic waste.

آنها از یک دستگاه خاص برای دانه بندی پلاستیک استفاده کردند.

granulate the coffee beans for a fresher brew.

برای دمای بهتر، قهوه را دانه بندی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید