granulated

[ایالات متحده]/ˈɡræn.jʊ.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈɡræn.jə.leɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای بافت دانه‌ای یا گرانولی؛ به شکل دانه‌ها یا ذرات کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

granulated sugar

شکر دانه دار

granulated salt

نمک دانه دار

granulated garlic

سیر دانه دار

granulated onion

پیاز دانه دار

granulated honey

عسل دانه دار

granulated yeast

خمیر مایه دانه دار

granulated chemicals

مواد شیمیایی دانه دار

granulated fertilizer

کود دانه دار

granulated detergent

پاک کننده دانه دار

granulated spice

ادویه دانه دار

جملات نمونه

the chef prefers granulated sugar for baking.

سرآشپز ترجیح می‌دهد برای پخت و پز از شکر دانه دار استفاده کند.

granulated salt is often used in cooking.

نمک دانه دار اغلب در آشپزی استفاده می شود.

you can substitute granulated sugar with honey.

می‌توانید شکر دانه دار را با عسل جایگزین کنید.

granulated garlic adds flavor to many dishes.

سیر دانه دار طعم را به بسیاری از غذاها اضافه می کند.

she sprinkled granulated sugar on the strawberries.

او شکر دانه دار روی توت فرنگی ها ریخت.

granulated coffee is convenient for quick brewing.

قهوه دانه دار برای دم کردن سریع مناسب است.

he prefers granulated spices for better distribution.

او ترجیح می دهد از ادویه های دانه دار برای توزیع بهتر استفاده کند.

granulated sugar dissolves quickly in hot liquids.

شکر دانه دار به سرعت در مایعات داغ حل می شود.

she bought a bag of granulated sugar at the store.

او یک کیسه شکر دانه دار از مغازه خرید.

granulated sweeteners are popular among dieters.

شیرین کننده های دانه دار در بین افراد رژیمی محبوب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید