graveness

[ایالات متحده]/ˈɡreɪvnəs/
[بریتانیا]/ˈɡreɪvnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جدیت یا اهمیت؛ جدیت یا شدت

عبارات و ترکیب‌ها

graveness of issues

جدی بودن مسائل

graveness of situation

جدی بودن وضعیت

graveness of crimes

جدی بودن جرایم

graveness of decisions

جدی بودن تصمیمات

graveness of consequences

جدی بودن عواقب

graveness of mistakes

جدی بودن اشتباهات

graveness of warnings

جدی بودن هشدارها

graveness of threats

جدی بودن تهدیدها

graveness of events

جدی بودن رویدادها

graveness of challenges

جدی بودن چالش‌ها

جملات نمونه

the graveness of the situation cannot be ignored.

نباید از اهمیت و وخامت اوضاع غافل شد.

we must address the graveness of climate change.

ما باید به اهمیت و وخامت تغییرات آب و هوایی رسیدگی کنیم.

his face reflected the graveness of the news.

چهره‌اش نشان‌دهنده اهمیت و وخامت خبر بود.

she spoke with a graveness that demanded attention.

او با جدیت و اهمیت صحبت کرد که توجه را جلب می‌کرد.

the graveness of the crime shocked the community.

اهمیت و وخامت جرم، جامعه را شوکه کرد.

in light of the graveness, we need to take action.

با توجه به اهمیت و وخامت، ما باید اقدام کنیم.

he understood the graveness of his responsibilities.

او اهمیت و وخامت مسئولیت‌های خود را درک کرد.

the graveness of her illness was evident.

اهمیت و وخامت بیماری او آشکار بود.

they discussed the graveness of the economic crisis.

آنها درباره اهمیت و وخامت بحران اقتصادی بحث کردند.

we must not underestimate the graveness of this issue.

ما نباید اهمیت این موضوع را دست کم بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید