gravitates towards
به سمت جذب میشود
gravitates around
اطراف آن جذب میشود
gravitates to
به سمت جذب میشود
gravitates away
دور از آن جذب میشود
gravitates naturally
به طور طبیعی جذب میشود
gravitates closely
به طور نزدیک جذب میشود
gravitates easily
به راحتی جذب میشود
gravitates consistently
به طور مداوم جذب میشود
gravitates primarily
به طور عمده جذب میشود
gravitates strongly
به شدت جذب میشود
she often gravitates towards creative projects.
او اغلب به سمت پروژههای خلاقانه گرایش دارد.
people generally gravitate towards leaders who inspire them.
به طور کلی مردم به سمت رهبرانی که به آنها الهام می بخشند گرایش دارند.
he gravitates to places with a vibrant atmosphere.
او به مکانهایی با فضایی پر جنب و جوش گرایش دارد.
children naturally gravitate towards colorful toys.
کودکان به طور طبیعی به سمت اسباب بازی های رنگارنگ گرایش دارند.
she gravitates towards friendships that are supportive.
او به سمت دوستی هایی که حمایتی هستند گرایش دارد.
he gravitates to challenges that test his abilities.
او به چالش هایی که توانایی های او را به چالش می کشند گرایش دارد.
many students gravitate towards subjects they find interesting.
بسیاری از دانش آموزان به سمت موضوعاتی که آنها را جالب می بینند گرایش دارند.
artists often gravitate towards unique styles and techniques.
هنرمندان اغلب به سمت سبک ها و تکنیک های منحصر به فرد گرایش دارند.
he gravitates towards technology that improves daily life.
او به سمت فناوری هایی که زندگی روزمره را بهبود می بخشند گرایش دارد.
people often gravitate towards those who share their values.
مردم اغلب به سمت کسانی که ارزش های آنها را به اشتراک می گذارند گرایش دارند.
gravitates towards
به سمت جذب میشود
gravitates around
اطراف آن جذب میشود
gravitates to
به سمت جذب میشود
gravitates away
دور از آن جذب میشود
gravitates naturally
به طور طبیعی جذب میشود
gravitates closely
به طور نزدیک جذب میشود
gravitates easily
به راحتی جذب میشود
gravitates consistently
به طور مداوم جذب میشود
gravitates primarily
به طور عمده جذب میشود
gravitates strongly
به شدت جذب میشود
she often gravitates towards creative projects.
او اغلب به سمت پروژههای خلاقانه گرایش دارد.
people generally gravitate towards leaders who inspire them.
به طور کلی مردم به سمت رهبرانی که به آنها الهام می بخشند گرایش دارند.
he gravitates to places with a vibrant atmosphere.
او به مکانهایی با فضایی پر جنب و جوش گرایش دارد.
children naturally gravitate towards colorful toys.
کودکان به طور طبیعی به سمت اسباب بازی های رنگارنگ گرایش دارند.
she gravitates towards friendships that are supportive.
او به سمت دوستی هایی که حمایتی هستند گرایش دارد.
he gravitates to challenges that test his abilities.
او به چالش هایی که توانایی های او را به چالش می کشند گرایش دارد.
many students gravitate towards subjects they find interesting.
بسیاری از دانش آموزان به سمت موضوعاتی که آنها را جالب می بینند گرایش دارند.
artists often gravitate towards unique styles and techniques.
هنرمندان اغلب به سمت سبک ها و تکنیک های منحصر به فرد گرایش دارند.
he gravitates towards technology that improves daily life.
او به سمت فناوری هایی که زندگی روزمره را بهبود می بخشند گرایش دارد.
people often gravitate towards those who share their values.
مردم اغلب به سمت کسانی که ارزش های آنها را به اشتراک می گذارند گرایش دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید