greedinesses

[ایالات متحده]/ˈɡriːdɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡriːdɪnəsɪz/

ترجمه

n. تمایل زیاد به بیشتر از آنچه که نیاز دارد یا شایسته است

عبارات و ترکیب‌ها

overcome greedinesses

غلبه بر زیاده‌خواهی‌ها

expose greedinesses

افشای زیاده‌خواهی‌ها

embrace greedinesses

پذیرش زیاده‌خواهی‌ها

curb greedinesses

مهار زیاده‌خواهی‌ها

recognize greedinesses

تشخیص زیاده‌خواهی‌ها

challenge greedinesses

چالش با زیاده‌خواهی‌ها

discuss greedinesses

بحث در مورد زیاده‌خواهی‌ها

understand greedinesses

درک زیاده‌خواهی‌ها

manage greedinesses

مدیریت زیاده‌خواهی‌ها

avoid greedinesses

اجتناب از زیاده‌خواهی‌ها

جملات نمونه

his greedinesses led him to make poor decisions.

خودخواهی‌های او باعث شد تصمیمات نادرستی بگیرد.

she was criticized for her greedinesses in business.

او به خاطر خودخواهی‌هایش در کسب و کار مورد انتقاد قرار گرفت.

greedinesses can often overshadow one's better judgment.

خودخواهی‌ها اغلب می‌توانند قضاوت بهتر یک فرد را تحت‌الشعاع قرار دهند.

his multiple greedinesses affected his relationships.

خودخواهی‌های متعدد او بر روابطش تأثیر گذاشت.

the company's greedinesses resulted in a loss of reputation.

خودخواهی‌های شرکت منجر به از دست دادن اعتبار شد.

we must address our own greedinesses to find true happiness.

ما باید به خودخواهی‌های خود رسیدگی کنیم تا به خوشبختی واقعی برسیم.

greedinesses can drive people to unethical behavior.

خودخواهی‌ها می‌تواند افراد را به سمت رفتار غیراخلاقی سوق دهد.

he realized that his greedinesses were harming his health.

او متوجه شد که خودخواهی‌هایش به سلامتی‌اش آسیب می‌رساند.

greedinesses in politics can lead to corruption.

خودخواهی‌ها در سیاست می‌تواند منجر به فساد شود.

her greedinesses were evident in her constant desire for more.

خودخواهی‌های او در میل دائمی‌اش برای بیشتر شدن آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید