greened

[ایالات متحده]/ɡriːnd/
[بریتانیا]/ɡriːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سبز در رنگ؛ جوان
n. رنگ سبز؛ جوانی؛ (سبز) یک نام خانوادگی؛ (انگلیسی، ایتالیایی) گریم؛ (سوئدی، فنلاندی) گلن
vt. چیزی را سبز کردن
vi. سبز شدن

عبارات و ترکیب‌ها

greened space

فضای سبز

greened area

منطقه سبز

greened landscape

مناظر طبیعی سبز

greened city

شهر سبز

greened environment

محیط زیست سبز

greened initiative

ابتکار عمل سبز

greened project

پروژه سبز

greened design

طراحی سبز

greened community

جامعه سبز

greened building

ساختمان سبز

جملات نمونه

they have greened their backyard with native plants.

آنها با کاشت گیاهان بومی، حیاط پشتی خود را سبز کرده‌اند.

many companies have greened their operations to be more sustainable.

بسیاری از شرکت‌ها عملیات خود را برای پایدارتر شدن سبز کرده‌اند.

she greened her office with indoor plants for a better atmosphere.

او با استفاده از گیاهان داخل ساختمان، فضای دفتر خود را سبز کرد تا فضایی بهتر ایجاد کند.

our community has greened several public spaces to encourage biodiversity.

جامعه ما چندین فضای عمومی را برای تشویق تنوع زیستی سبز کرده است.

he greened his diet by incorporating more vegetables.

او با افزودن سبزیجات بیشتر، رژیم غذایی خود را سبز کرد.

they have greened their transportation options by using electric vehicles.

آنها با استفاده از وسایل نقلیه الکتریکی، گزینه‌های حمل و نقل خود را سبز کرده‌اند.

the school greened its campus with solar panels and gardens.

مدرسه با استفاده از پنل‌های خورشیدی و باغ‌ها، محوطه خود را سبز کرد.

her efforts have greened the community and raised awareness.

تلاش‌های او باعث سبز شدن جامعه و افزایش آگاهی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید