colorized

[ایالات متحده]/ˈkʌləraɪzd/
[بریتانیا]/ˈkʌlərˌaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگی بودن; به نظر رسیدن به رنگ; رنگ شده; به رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

colorized image

تصویر رنگی

colorized version

نسخه رنگی

colorized photo

عکس رنگی

colorized film

فیلم رنگی

colorized drawing

نقاشی رنگی

colorized graphic

گرافیک رنگی

colorized artwork

هنر رنگی

colorized print

چاپ رنگی

colorized scene

صحنه رنگی

colorized animation

انیمیشن رنگی

جملات نمونه

the artist colorized the black and white photographs.

هنرمند عکس‌های سیاه و سفید را رنگ‌آمیزی کرد.

she colorized her sketches to make them more vibrant.

او طرح‌های خود را رنگ‌آمیزی کرد تا آن‌ها را زنده‌تر نشان دهد.

he colorized the map to highlight different regions.

او نقشه را رنگ‌آمیزی کرد تا مناطق مختلف را برجسته کند.

colorized versions of classic cartoons are very popular.

نسخه‌های رنگ‌آمیزی شده کارت‌های انیمیشن کلاسیک بسیار محبوب هستند.

the designer colorized the logo for a fresh look.

طراح لوگو را برای یک ظاهر جدید رنگ‌آمیزی کرد.

colorized illustrations can attract more readers.

تصاویر رنگ‌آمیزی شده می‌توانند خوانندگان بیشتری را جذب کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید