gregariousnesses

[ایالات متحده]/ɡrɪˈɡɛəriəsnəsɪz/
[بریتانیا]/ɡrɪˈɡɛriəsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت اجتماعی بودن یا لذت بردن از همراهی دیگران

عبارات و ترکیب‌ها

social gregariousnesses

خوش‌گذرانی‌های اجتماعی

high gregariousnesses

خوش‌گذرانی‌های زیاد

natural gregariousnesses

خوش‌گذرانی‌های طبیعی

excessive gregariousnesses

خوش‌گذرانی‌های بیش از حد

group gregariousnesses

خوش‌گذرانی‌های گروهی

inherent gregariousnesses

خوش‌گذرانی‌های ذاتی

cultural gregariousnesses

خوش‌گذرانی‌های فرهنگی

socially gregariousnesses

اجتماعی خوش‌گذرانی

positive gregariousnesses

خوش‌گذرانی‌های مثبت

animal gregariousnesses

خوش‌گذرانی‌های حیوانی

جملات نمونه

her gregariousnesses make her the life of the party.

خوش‌گویی‌های او باعث می‌شود در مهمانی‌ها روح زندگی باشد.

his gregariousnesses often lead him to new friendships.

خوش‌گویی‌های او اغلب باعث می‌شود دوست جدیدی پیدا کند.

gregariousnesses can be both a strength and a weakness.

خوش‌گویی می‌تواند هم یک نقطه قوت و هم یک نقطه ضعف باشد.

in a work environment, gregariousnesses can enhance teamwork.

در محیط کار، خوش‌گویی می‌تواند باعث افزایش کار گروهی شود.

her gregariousnesses helped her excel in sales.

خوش‌گویی‌های او به او کمک کرد تا در فروش پیشرفت کند.

people often appreciate his gregariousnesses during gatherings.

افراد اغلب از خوش‌گویی‌های او در جمع‌ها قدردانی می‌کنند.

gregariousnesses are essential for networking in business.

خوش‌گویی برای شبکه‌سازی در کسب‌وکار ضروری است.

her gregariousnesses make her a natural leader.

خوش‌گویی‌های او باعث می‌شود یک رهبر طبیعی باشد.

he often uses his gregariousnesses to break the ice.

او اغلب از خوش‌گویی‌های خود برای شکستن یخ‌ها استفاده می‌کند.

gregariousnesses can help in overcoming shyness.

خوش‌گویی می‌تواند به غلبه بر خجالت کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید