gricer

[ایالات متحده]/ˈɡraɪsər/
[بریتانیا]/ˈɡraɪsər/

ترجمه

n. خوک، به ویژه خوک جوان
شکل‌های واژه
جمعgricers

عبارات و ترکیب‌ها

gricer group

گروه گریسر

gricer meet

دیدار گریسر

gricer talk

صحبت گریسر

gricer community

جامعه گریسر

gricer event

رویداد گریسر

gricer website

وب‌سایت گریسر

gricer forum

انجمن گریسر

gricer trip

سفر گریسر

gricer club

باشگاه گریسر

gricer hobby

علاقه گریسر

جملات نمونه

he is a passionate gricer who loves trains.

او یک گراسر مشتاق است که عاشق قطارها است.

the gricer spent hours photographing the steam locomotive.

گراسر ساعت‌ها را صرف عکاسی از لوکوموتیو بخار کرد.

many gricers attend the annual train festival.

بسیاری از گراسرها در جشنواره سالانه قطار شرکت می‌کنند.

she shared her gricer experiences on social media.

او تجربیات گراسر خود را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت.

the gricer's collection of train memorabilia is impressive.

مجموعه گراسر از یادگارهای قطار впечатляващ است.

as a gricer, he knows all the best train routes.

به عنوان یک گراسر، او همه بهترین مسیرهای قطار را می‌داند.

gricers often meet at railway stations to chat.

گراسرها اغلب در ایستگاه‌های راه آهن برای گفتگو ملاقات می‌کنند.

she became a gricer after her first train ride.

او پس از اولین سفر قطار خود به یک گراسر تبدیل شد.

gricers enjoy discussing train history and technology.

گراسرها از بحث در مورد تاریخ و فناوری قطار لذت می‌برند.

the local gricer club organizes monthly outings.

باشگاه محلی گراسر، سفرهای ماهانه را سازماندهی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید