grimed

[ایالات متحده]/ɡraɪmd/
[بریتانیا]/ɡraɪmd/

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل ماضی نقلی grime

عبارات و ترکیب‌ها

grimed surface

سطح کثیف

grimed hands

دست‌های کثیف

grimed walls

دیوارهای کثیف

grimed clothes

لباس‌های کثیف

grimed windows

پنجره‌های کثیف

grimed tools

ابزارهای کثیف

grimed floor

کف کثیف

grimed vehicle

وسیله نقلیه کثیف

grimed equipment

تجهیزات کثیف

grimed face

چهره کثیف

جملات نمونه

the children played outside and came back grimed with dirt.

کودکان در خارج از منزل بازی کردند و با کثیفی برگشتند.

his hands were grimed after working on the car all day.

دست‌های او بعد از کار کردن روی ماشین در تمام روز کثیف بودند.

the old walls were grimed with years of neglect.

دیوارهای قدیمی به دلیل سال‌ها بی‌توجهی کثیف بودند.

she grinned despite being grimed from head to toe.

او با وجود اینکه از سر تا پا کثیف بود، لبخند زد.

the grimed windows made it hard to see inside.

ناهمواری شیشه‌ها باعث می‌شد دیدن داخل آن سخت باشد.

after the storm, the streets were grimed with debris.

بعد از طوفان، خیابان‌ها با آوار کثیف شده بودند.

he didn't mind being grimed as he enjoyed the outdoor adventure.

او مهم نبود که کثیف باشد زیرا از ماجراجویی در فضای باز لذت می‌برد.

the artist's hands were often grimed with paint.

دست‌های هنرمند اغلب با رنگ کثیف می‌شدند.

they found the abandoned house grimed and overgrown.

آنها خانه متروکه را کثیف و پوشیده از گیاهان پیدا کردند.

after the hike, their boots were grimed with mud.

بعد از پیاده‌روی، چکمه‌های آنها با گل کثیف شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید