grinnings

[ایالات متحده]/ˈɡrɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡrɪnɪŋ/

ترجمه

v. (present participle) لبخند زدن با بزرگی

عبارات و ترکیب‌ها

grinning widely

با خوشحالی زیاد

grinning face

چهره خندان

grinning sheepishly

با خجالت لبخند زدن

grinning idiot

خندیدن احمقانه

grinning slyly

با شیطنت لبخند زدن

she's grinning

او لبخند می زند

he grinned

او لبخند زد

grinning madly

با جنون لبخند زدن

grinning fool

خندیدن نادان

grinning broadly

با گستردگی زیاد لبخند زدن

جملات نمونه

the child was grinning from ear to ear after receiving a gift.

کودک پس از دریافت هدیه از گوش تا گوش می‌خندید.

he was grinning mischievously, hinting at a prank.

او با شیطنت می‌خندید و به شوخی اشاره می‌کرد.

she gave a small, knowing grin as she revealed the surprise.

وقتی راز را فاش کرد، لبخند کوچکی زد که نشان از دانستنش داشت.

the comedian was grinning broadly at the audience's reaction.

کمدین با دیدن واکنش مخاطبان با دهان باز می‌خندید.

despite the challenge, he was grinning with determination.

با وجود چالش، او با مصمم بودن می‌خندید.

the cat was grinning, showing off its sharp teeth.

گربه می‌خندید و دندان‌های تیزش را به نمایش می‌گذاشت.

she was grinning nervously before giving her presentation.

او قبل از ارائه خود با اضطراب می‌خندید.

he was grinning as he remembered a funny story.

وقتی داستان خنده‌داری را به یاد آورد، می‌خندید.

the dog was grinning and wagging its tail excitedly.

سگ با خوشحالی می‌خندید و دم خود را به شدت تکان می‌داد.

the athlete was grinning after winning the race.

ورزشکار پس از برنده شدن در مسابقه می‌خندید.

she was grinning politely at the new neighbors.

او با ادب و احترام با همسایگان جدیدش می‌خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید