grist

[ایالات متحده]/grɪst/
[بریتانیا]/ɡrɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانه (به ویژه دانه‌ای که به آرد آسیاب شده یا برای آسیاب شدن به آرد استفاده می‌شود)؛ مالت خرد شده برای آبجوسازی.
Word Forms
جمعgrists

عبارات و ترکیب‌ها

grist for speculation

ماده خام برای گمانه‌زنی

جملات نمونه

The miller brought in sacks of grist to be ground into flour.

آسیابچی کیسه‌هایی از غلات را برای آسیاب کردن به آرد آورد.

The investigation provided grist for the rumor mill.

تحقیقات سوژه ای برای کارخانه شایعات فراهم کرد.

The new policy is grist for the political debate.

سیاست جدید ماده ای برای بحث سیاسی است.

The controversial article added grist to the ongoing discussion.

مقاله جنجانی ماده ای به بحث در جریان اضافه کرد.

The unexpected resignation was grist for the gossip columns.

استعفای غیرمنتظره ماده ای برای ستون های غیبت بود.

The leaked emails provided grist for the scandal.

ایمیل های نشت کرده ماده ای برای رسوایی فراهم کرد.

The company's financial troubles are grist for the analysts.

مشکلات مالی شرکت ماده ای برای تحلیلگران است.

The celebrity breakup was grist for the tabloids.

جدایی سلبریتی ها ماده ای برای نشریات زرد بود.

The data breach was grist for the cybersecurity experts.

نقض داده ها ماده ای برای متخصصان امنیت سایبری بود.

The scandal provided grist for the opposition party.

رسوایی ماده ای برای حزب مخالف فراهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید