| جمع | gristmills |
old gristmill
آسیاب غلات قدیمی
water gristmill
آسیاب غلات آبی
historic gristmill
آسیاب غلات تاریخی
local gristmill
آسیاب غلات محلی
working gristmill
آسیاب غلات فعال
traditional gristmill
آسیاب غلات سنتی
gristmill tour
تور آسیاب غلات
gristmill stones
سنگ آسیاب غلات
gristmill owner
صاحب آسیاب غلات
gristmill operation
نحوه عملکرد آسیاب غلات
the old gristmill is still in operation today.
آسیاب قدیمی هنوز هم امروز در حال کار است.
we visited the historic gristmill during our trip.
ما در طول سفر خود از آسیاب قدیمی تاریخی بازدید کردیم.
the gristmill produces flour for local bakeries.
آسیاب آرد برای نانوایی های محلی تولید می کند.
many gristmills were built along the riverbanks.
آسیاب های زیادی در امتداد حاشیه رودخانه ساخته شده اند.
the sound of the gristmill's waterwheel is soothing.
صدای چرخ آب آسیاب آرامش بخش است.
they restored the gristmill to its former glory.
آنها آسیاب را به شکوه سابق خود بازگرداندند.
children learn about history at the gristmill.
کودکان در آسیاب در مورد تاریخ می آموزند.
the gristmill was an essential part of the community.
آسیاب بخشی ضروری از جامعه بود.
visitors can see how the gristmill works.
بازدیدکنندگان می توانند ببینند آسیاب چگونه کار می کند.
the gristmill offers workshops on traditional milling.
آسیاب کارگاه های آموزشی در مورد آسیاب سنتی ارائه می دهد.
old gristmill
آسیاب غلات قدیمی
water gristmill
آسیاب غلات آبی
historic gristmill
آسیاب غلات تاریخی
local gristmill
آسیاب غلات محلی
working gristmill
آسیاب غلات فعال
traditional gristmill
آسیاب غلات سنتی
gristmill tour
تور آسیاب غلات
gristmill stones
سنگ آسیاب غلات
gristmill owner
صاحب آسیاب غلات
gristmill operation
نحوه عملکرد آسیاب غلات
the old gristmill is still in operation today.
آسیاب قدیمی هنوز هم امروز در حال کار است.
we visited the historic gristmill during our trip.
ما در طول سفر خود از آسیاب قدیمی تاریخی بازدید کردیم.
the gristmill produces flour for local bakeries.
آسیاب آرد برای نانوایی های محلی تولید می کند.
many gristmills were built along the riverbanks.
آسیاب های زیادی در امتداد حاشیه رودخانه ساخته شده اند.
the sound of the gristmill's waterwheel is soothing.
صدای چرخ آب آسیاب آرامش بخش است.
they restored the gristmill to its former glory.
آنها آسیاب را به شکوه سابق خود بازگرداندند.
children learn about history at the gristmill.
کودکان در آسیاب در مورد تاریخ می آموزند.
the gristmill was an essential part of the community.
آسیاب بخشی ضروری از جامعه بود.
visitors can see how the gristmill works.
بازدیدکنندگان می توانند ببینند آسیاب چگونه کار می کند.
the gristmill offers workshops on traditional milling.
آسیاب کارگاه های آموزشی در مورد آسیاب سنتی ارائه می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید