gristmill

[ایالات متحده]/ˈɡrɪstˌmɪl/
[بریتانیا]/ˈɡrɪstˌmɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیاب برای آسیاب کردن غلات؛ جایی که غلات به آرد تبدیل می‌شوند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

old gristmill

آسیاب غلات قدیمی

water gristmill

آسیاب غلات آبی

historic gristmill

آسیاب غلات تاریخی

local gristmill

آسیاب غلات محلی

working gristmill

آسیاب غلات فعال

traditional gristmill

آسیاب غلات سنتی

gristmill tour

تور آسیاب غلات

gristmill stones

سنگ آسیاب غلات

gristmill owner

صاحب آسیاب غلات

gristmill operation

نحوه عملکرد آسیاب غلات

جملات نمونه

the old gristmill is still in operation today.

آسیاب قدیمی هنوز هم امروز در حال کار است.

we visited the historic gristmill during our trip.

ما در طول سفر خود از آسیاب قدیمی تاریخی بازدید کردیم.

the gristmill produces flour for local bakeries.

آسیاب آرد برای نانوایی های محلی تولید می کند.

many gristmills were built along the riverbanks.

آسیاب های زیادی در امتداد حاشیه رودخانه ساخته شده اند.

the sound of the gristmill's waterwheel is soothing.

صدای چرخ آب آسیاب آرامش بخش است.

they restored the gristmill to its former glory.

آنها آسیاب را به شکوه سابق خود بازگرداندند.

children learn about history at the gristmill.

کودکان در آسیاب در مورد تاریخ می آموزند.

the gristmill was an essential part of the community.

آسیاب بخشی ضروری از جامعه بود.

visitors can see how the gristmill works.

بازدیدکنندگان می توانند ببینند آسیاب چگونه کار می کند.

the gristmill offers workshops on traditional milling.

آسیاب کارگاه های آموزشی در مورد آسیاب سنتی ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید