groomings

[ایالات متحده]/'grʊmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تزئین
v. تغذیه و تمیز کردن اسب‌ها؛ تزئین کردن یا پیشنهاد کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

personal grooming

آرایش شخصی

pet grooming

آرایش حیوانات خانگی

grooming products

محصولات آرایشی

grooming routine

روتین آرایشی

جملات نمونه

grooming her for stardom

در حال آماده کردن او برای رسیدن به شهرت

you must be prepared to spend time grooming your dog.

شما باید آماده باشید که زمان زیادی را صرف مرتب کردن سگ خود کنید.

their main preoccupation is licking and grooming themselves .

نگرانی اصلی آنها لیسیدن و مرتب کردن خود است.

Because Socko and May are not close friends, Socko's grooming was duly noticed.

از آنجایی که سوکو و مِی دوست صمیمی نیستند، مراقبت از سوکو به طور مناسب متوجه شد.

We watched two apes grooming each other.

ما دو میمون را دیدیم که در حال مرتب کردن یکدیگر هستند.

Free Grooming Bag when you buy Shave Gel, Shave Reviver and Body Wash.

یک کیف آرایشی رایگان در صورت خرید ژل ریش، احیای ریش و صابون بدن.

For most of recent grooming history, having a totally baldpate was most likely for tough-looking guys.

در بیشتر دوران تاریخچه آرایشگری، داشتن یک سر کاملاً کچل احتمالاً برای مردان با ظاهری خشن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید