groundballs

[ایالات متحده]/ˈɡraʊndbɔːlz/
[بریتانیا]/ˈɡraʊndbɔːlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک توپ بیسبال که روی زمین می‌غلتد یا می‌پرد؛ عمل ضربه زدن به یک توپ که در بیسبال در امتداد زمین حرکت می‌کند؛ توپی که در امتداد زمین زده می‌شود، معمولاً به سمت یک بازیکن زمینی.

عبارات و ترکیب‌ها

hit groundballs

Persian_translation

field groundballs

Persian_translation

groundball pitcher

Persian_translation

groundball specialist

Persian_translation

groundball rate

Persian_translation

groundball tendency

Persian_translation

groundball out

Persian_translation

groundball hitter

Persian_translation

groundball double play

Persian_translation

groundball innings

Persian_translation

جملات نمونه

the pitcher specializes in getting groundballs to generate easy outs.

این پرچَر در گرفتن توپ‌های زمینی برای ایجاد خروج آسان تخصص دارد.

his groundball rate has increased significantly since adjusting his mechanics.

نرخ توپ‌های زمینی او از زمان تنظیم مکانیک خود به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

the infielder made a spectacular play on the sharp groundball.

بازیکن دفاعی یک حرکت دیدنی روی توپ زمینی تیز انجام داد.

coaches emphasize the importance of staying low when fielding groundballs.

مربیان بر اهمیت حفظ حالت پایین هنگام دفاع از توپ‌های زمینی تاکید می‌کنند.

the team has a high groundball to flyball ratio, indicating their pitching style.

این تیم نسبت توپ زمینی به توپ پرتابی بالایی دارد که نشان دهنده سبک پرتاب آنها است.

she hit a groundball right between the shortstop and third baseman.

او یک توپ زمینی را دقیقاً بین بازیکن دفاعی کوتاه و بازیکن دفاعی سوم زد.

the catcher's framing technique also works well on groundballs.

تکنیک قاب‌بندی مدافع پشت نیز به خوبی روی توپ‌های زمینی جواب می‌دهد.

groundball pitchers typically have lower strikeout rates but induce more contact.

پرچرهای توپ زمینی معمولاً نرخ ضربه سه امتیازی کمتری دارند اما بیشتر با توپ تماس برقرار می‌کنند.

the groundball speed off the bat was too quick for the second baseman to handle.

سرعت توپ زمینی از چوب برای بازیکن دفاعی دوم خیلی سریع بود تا بتواند آن را کنترل کند.

during practice, they focus on drills designed to improve groundball defense.

در طول تمرین، آنها بر روی تمریناتی تمرکز می‌کنند که برای بهبود دفاع از توپ‌های زمینی طراحی شده‌اند.

the pitcher can induce groundballs at will by changing his pitch selection.

این پرچر می‌تواند با تغییر انتخاب پرتاب خود، به میل خود توپ‌های زمینی را ایجاد کند.

his groundball tendency makes him effective against lineups with many pull hitters.

تمایل او به توپ زمینی باعث می‌شود در برابر ترکیب‌هایی با بازیکنان دفاعی زیاد، مؤثر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید