groundlessnesses

[ایالات متحده]/ˈɡraʊndləsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡraʊndləsnəsɪz/

ترجمه

n. حالت بدون بنیاد یا اساس

عبارات و ترکیب‌ها

groundlessnesses exist

بی‌اساس‌ها وجود دارند

groundlessnesses are troubling

بی‌اساس‌ها نگران‌کننده هستند

groundlessnesses in arguments

بی‌اساس‌ها در استدلال‌ها

groundlessnesses are evident

بی‌اساس‌ها آشکار هستند

groundlessnesses cause doubt

بی‌اساس‌ها باعث تردید می‌شوند

groundlessnesses undermine trust

بی‌اساس‌ها اعتماد را تضعیف می‌کنند

groundlessnesses create issues

بی‌اساس‌ها مشکلات ایجاد می‌کنند

groundlessnesses affect decisions

بی‌اساس‌ها بر تصمیمات تأثیر می‌گذارند

جملات نمونه

the groundlessnesses of their accusations were evident.

بی‌اساس بودن اتهامات آنها آشکار بود.

we must address the groundlessnesses in his arguments.

ما باید به بی‌اساسی استدلال‌های او رسیدگی کنیم.

her fears were based on groundlessnesses that needed clarification.

ترس‌های او بر اساس بی‌اساسی‌هایی بود که نیاز به روشن‌سازی داشت.

the groundlessnesses of the rumors caused confusion.

بی‌اساسی شایعات باعث سردرگمی شد.

they pointed out the groundlessnesses of his claims.

آنها به بی‌اساسی ادعاهای او اشاره کردند.

addressing groundlessnesses can lead to better understanding.

رسیدگی به بی‌اساسی‌ها می‌تواند منجر به درک بهتر شود.

she was tired of the groundlessnesses that surrounded the issue.

او از بی‌اساسی‌هایی که مسئله را احاطه کرده بود خسته شده بود.

groundlessnesses in theories can hinder scientific progress.

بی‌اساسی در نظریات می‌تواند پیشرفت علمی را مختل کند.

his groundlessnesses were challenged by the evidence presented.

بی‌اساسی‌های او با شواهد ارائه شده به چالش کشیده شد.

recognizing groundlessnesses is essential for critical thinking.

تشخیص بی‌اساسی‌ها برای تفکر انتقادی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید