groupthinkers

[ایالات متحده]/ˈɡruːpˌθɪŋkəz/
[بریتانیا]/ˈɡruːpˌθɪŋkərz/

ترجمه

n. افرادی که به گروه‌گرایی می‌پردازند؛ فردی که بدون تحلیل به اجماع گروهی مطابق می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

groupthinkers unite

گروه‌های فکرکننده یکپارچه شوند

groupthinkers agree

گروه‌های فکرکننده موافقت می‌کنند

groupthinkers conform

گروه‌های فکرکننده به گروه خود مطابقت می‌کنند

groupthinkers dominate

گروه‌های فکرکننده حاکم می‌شوند

groupthinkers resist

گروه‌های فکرکننده مقاومت می‌کنند

groupthinkers decide

گروه‌های فکرکننده تصمیم می‌گیرند

جملات نمونه

the groupthinkers quickly reached a consensus and ignored dissenting voices in the meeting.

گروه فکرگروهی به سرعت به اجماع رسیدند و در جلسه صدای مخالف را نادیده گرفتند.

as groupthinkers, they fell in line with the majority opinion without questioning the evidence.

به عنوان فکرگروهی، آنها بدون ارزیابی شواهد، با نظر اکثریت هم‌خوانی کردند.

the groupthinkers preferred harmony over truth, so critical thinking was discouraged.

فکرگروهی بیشتر به هماهنگی نسبت به راستی ارزش می‌دادند، بنابراین فکر کردن انتقادی مورد تشویق قرار نمی‌گرفت.

those groupthinkers rubber-stamped the proposal and dismissed any potential risks.

این فکرگروهی پیشنهاد را به طور خودکار تأیید کردند و از هرگونه خطر احتمالی صرف نظر کردند.

in crisis mode, the groupthinkers closed ranks and shut down open debate.

در حالت بحران، فکرگروهی صف‌های خود را بستند و بحث‌های آزاد را مسدود کردند.

the groupthinkers were swayed by peer pressure and stopped raising hard questions.

فکرگروهی تحت فشار هم‌ساله‌هایشان قرار گرفتند و دیگر سوالات سختی مطرح نکردند.

when the leader spoke, the groupthinkers nodded along and avoided speaking up.

وقتی رهبر صحبت کرد، فکرگروهی با سر کشیدن موافقت کردند و از ابراز نظر خودداری کردند.

the groupthinkers clung to a shared illusion and underestimated the competition.

فکرگروهی به یک وهم مشترک پایبند بودند و رقیب را کم‌بود خواندند.

to challenge the groupthinkers, she introduced diverse perspectives and invited critique.

برای چالش فکرگروهی، او دیدگاه‌های متنوعی معرفی کرد و انتقادات را دعوت کرد.

the groupthinkers ignored red flags and doubled down on a flawed plan.

فکرگروهی نشانه‌های هشدار را نادیده گرفتند و روی یک برنامه معیوب بیشتر تمرکز کردند.

even after new data emerged, the groupthinkers stuck to the party line.

حتی پس از ظهور داده‌های جدید، فکرگروهی به خط میزبانی خود پایبند بودند.

in the echo chamber, groupthinkers reinforced each other and rejected outside feedback.

در محیط تکرار، فکرگروهی یکدیگر را تقویت کردند و بازخورد خارجی را رد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید