growliest

[ایالات متحده]/ˈɡraʊli/
[بریتانیا]/ˈɡraʊli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صدای کم و غرش مانند ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

growly bear

خرس غرغرو

growly voice

صدای غرغرو

growly dog

سگ غرغرو

growly cat

گربه غرغرو

growly tone

لحن غرغرو

growly sound

صدای غرغر

growly monster

غول غرغرو

growly growl

غرغر کردن

growly expression

حالت چهره غرغرو

growly reaction

واکنش غرغرو

جملات نمونه

the dog gave a growly warning before barking.

سگ قبل از پارس کردن، اخطار خشمگینانه ای داد.

she noticed his growly voice during the argument.

او متوجه صدای خشمگینانه‌اش در حین بحث شد.

the growly bear was protecting its cubs.

خرس خشمگین در حال محافظت از توله‌های خود بود.

his growly laughter filled the room.

خنده خشمگینانه او اتاق را پر کرد.

the growly sound from the engine indicated a problem.

صدای خشمگینانه از موتور نشان دهنده یک مشکل بود.

she tried to calm the growly dog.

او سعی کرد سگ خشمگین را آرام کند.

his growly remarks often made people uncomfortable.

اظهارات خشمگینانه او اغلب مردم را ناراحت می‌کرد.

the growly thunder warned us of the storm.

رعد و برق خشمگینانه ما را از طوفان آگاه کرد.

the cat made a growly sound when annoyed.

وقتی گربه ناراحت می‌شد، صدای خشمگینانه می‌کرد.

his growly demeanor intimidated the newcomers.

رفتار خشمگینانه او افراد تازه وارد را می‌ترساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید