grume

[ایالات متحده]/ɡruːm/
[بریتانیا]/ɡruːm/

ترجمه

n. لخته یا توده، به ویژه از خون لخته شده؛ یک توده کوچک یا برآمدگی؛ یک ماده یا مایع غلیظ و چسبناک
Word Forms
جمعgrumes

عبارات و ترکیب‌ها

grume texture

بافت گِروم

grume formation

تشکیل گِروم

grume consistency

یکنواختی گِروم

grume mixture

مخلوط گِروم

grume appearance

ظاهر گِروم

grume analysis

تجزیه و تحلیل گِروم

grume quality

کیفیت گِروم

grume sample

نمونه گِروم

grume size

اندازه گِروم

grume measurement

اندازه‌گیری گِروم

جملات نمونه

she noticed a grume forming in the corner of the bowl.

او متوجه تشکیل یک لخته در گوشه کاسه شد.

the chef had to remove the grume before serving the soup.

سرآشپز مجبور شد قبل از سرو سوپ، لخته را خارج کند.

after mixing the ingredients, a grume started to develop.

پس از مخلوط کردن مواد، یک لخته شروع به تشکیل کرد.

it’s essential to whisk the batter to avoid any grume.

برای جلوگیری از هرگونه لخته، مخلوط کردن خمیر ضروری است.

the grume in the sauce made it unappetizing.

لخته در سس آن را غیر جذاب کرد.

he couldn't believe there was a grume in his smoothie.

او باور نمی کرد که در اسموتی او لخته وجود دارد.

to achieve a smooth texture, eliminate any grume.

برای دستیابی به بافت صاف، هرگونه لخته را از بین ببرید.

the grume settled at the bottom of the glass.

لخته در ته لیوان رسوب کرد.

she added water to dissolve the grume in the mixture.

او برای حل شدن لخته در مخلوط، آب اضافه کرد.

his recipe warned about the possibility of grume formation.

دستور غذای او در مورد احتمال تشکیل لخته هشدار می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید