morning grumps
صبح زود و بداخلاق
dealing with grumps
رسیدگی به بداخلاقی ها
hide the grumps
پنهان کردن بداخلاقی ها
full of grumps
پر از بداخلاقی
avoid the grumps
اجتناب از بداخلاقی ها
bad grumps
بداخلاقی های بد
such grumps
این همه بداخلاقی
old grumps
پیر و بداخلاق
getting grumps
در حال بد شدن
show grumps
نشان دادن بداخلاقی
my grandpa is a notorious grump, especially in the mornings.
پدربزرگم آدمِ بسیار اخمو و بداخلاقی است، به خصوص در صبح.
don't worry about his grumps; he's just a little lonely.
نگران اخمهايش نباشيد؛ او فقط کمی تنهاست.
she's been in a grump all day because of the rain.
او تمام روز به دلیل باران اخمو بوده است.
he's a grumpy old grump, but he has a good heart.
او یک اخمگر پیر و بداخلاق است، اما قلب خوبی دارد.
the kids' constant noise can turn anyone into a grump.
همچنان سر و صدای کودکان میتواند هر کسی را به اخمگر تبدیل کند.
despite his grumps, he's a wonderful grandfather.
با وجود اخمهايش، او پدربزرگی فوقالعاده است.
she tried to cheer up the grumps with a funny video.
او سعی کرد با یک ویدیوی خندهدار، اخمها را شاد کند.
he's just a grumpy old man with a lot of grumps.
او فقط یک مرد پیر اخمگر با اخمهای زیاد است.
dealing with his grumps can be quite challenging sometimes.
رسیدگی به اخمهای او گاهی اوقات میتواند بسیار چالشبرانگیز باشد.
don't let his grumps affect your own mood.
اجازه ندهید اخمهای او بر حال و هوای شما تأثیر بگذارد.
she hides her grumps behind a sarcastic smile.
او اخمهای خود را پشت یک لبخند طعنهآمیز پنهان میکند.
morning grumps
صبح زود و بداخلاق
dealing with grumps
رسیدگی به بداخلاقی ها
hide the grumps
پنهان کردن بداخلاقی ها
full of grumps
پر از بداخلاقی
avoid the grumps
اجتناب از بداخلاقی ها
bad grumps
بداخلاقی های بد
such grumps
این همه بداخلاقی
old grumps
پیر و بداخلاق
getting grumps
در حال بد شدن
show grumps
نشان دادن بداخلاقی
my grandpa is a notorious grump, especially in the mornings.
پدربزرگم آدمِ بسیار اخمو و بداخلاقی است، به خصوص در صبح.
don't worry about his grumps; he's just a little lonely.
نگران اخمهايش نباشيد؛ او فقط کمی تنهاست.
she's been in a grump all day because of the rain.
او تمام روز به دلیل باران اخمو بوده است.
he's a grumpy old grump, but he has a good heart.
او یک اخمگر پیر و بداخلاق است، اما قلب خوبی دارد.
the kids' constant noise can turn anyone into a grump.
همچنان سر و صدای کودکان میتواند هر کسی را به اخمگر تبدیل کند.
despite his grumps, he's a wonderful grandfather.
با وجود اخمهايش، او پدربزرگی فوقالعاده است.
she tried to cheer up the grumps with a funny video.
او سعی کرد با یک ویدیوی خندهدار، اخمها را شاد کند.
he's just a grumpy old man with a lot of grumps.
او فقط یک مرد پیر اخمگر با اخمهای زیاد است.
dealing with his grumps can be quite challenging sometimes.
رسیدگی به اخمهای او گاهی اوقات میتواند بسیار چالشبرانگیز باشد.
don't let his grumps affect your own mood.
اجازه ندهید اخمهای او بر حال و هوای شما تأثیر بگذارد.
she hides her grumps behind a sarcastic smile.
او اخمهای خود را پشت یک لبخند طعنهآمیز پنهان میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید