grumps

[ایالات متحده]/[ɡrʌmpz]/
[بریتانیا]/[ɡrʌmpz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بداخل شدن؛ عصبی شدن
n. اخم؛ حالت تحریک‌پذیری؛ فرد بداخلاق یا عصبی

عبارات و ترکیب‌ها

morning grumps

صبح زود و بداخلاق

dealing with grumps

رسیدگی به بداخلاقی ها

hide the grumps

پنهان کردن بداخلاقی ها

full of grumps

پر از بداخلاقی

avoid the grumps

اجتناب از بداخلاقی ها

bad grumps

بداخلاقی های بد

such grumps

این همه بداخلاقی

old grumps

پیر و بداخلاق

getting grumps

در حال بد شدن

show grumps

نشان دادن بداخلاقی

جملات نمونه

my grandpa is a notorious grump, especially in the mornings.

پدربزرگم آدمِ بسیار اخمو و بداخلاقی است، به خصوص در صبح.

don't worry about his grumps; he's just a little lonely.

نگران اخم‌هايش نباشيد؛ او فقط کمی تنهاست.

she's been in a grump all day because of the rain.

او تمام روز به دلیل باران اخمو بوده است.

he's a grumpy old grump, but he has a good heart.

او یک اخمگر پیر و بداخلاق است، اما قلب خوبی دارد.

the kids' constant noise can turn anyone into a grump.

همچنان سر و صدای کودکان می‌تواند هر کسی را به اخمگر تبدیل کند.

despite his grumps, he's a wonderful grandfather.

با وجود اخم‌هايش، او پدربزرگی فوق‌العاده است.

she tried to cheer up the grumps with a funny video.

او سعی کرد با یک ویدیوی خنده‌دار، اخم‌ها را شاد کند.

he's just a grumpy old man with a lot of grumps.

او فقط یک مرد پیر اخمگر با اخم‌های زیاد است.

dealing with his grumps can be quite challenging sometimes.

رسیدگی به اخم‌های او گاهی اوقات می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

don't let his grumps affect your own mood.

اجازه ندهید اخم‌های او بر حال و هوای شما تأثیر بگذارد.

she hides her grumps behind a sarcastic smile.

او اخم‌های خود را پشت یک لبخند طعنه‌آمیز پنهان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید