guidable

[ایالات متحده]/ˈɡaɪdəbl/
[بریتانیا]/ˈɡaɪdəbl/

ترجمه

adj. قابل هدایت یا راهنمایی

عبارات و ترکیب‌ها

guidable approach

رویکرد راهنما

guidable process

فرآیند راهنما

guidable system

سیستم راهنما

guidable strategy

استراتژی راهنما

guidable resource

منبع راهنما

guidable framework

چارچوب راهنما

guidable model

مدل راهنما

guidable environment

محیط راهنما

guidable method

روش راهنما

guidable tool

ابزار راهنما

جملات نمونه

children are easily guidable with the right approach.

کودکان به راحتی با رویکرد مناسب قابل راهنمایی هستند.

she is very guidable when it comes to new ideas.

وقتی صحبت از ایده‌های جدید می‌شود، او بسیار قابل راهنمایی است.

effective leaders know how to be guidable.

رهبران مؤثر می‌دانند چگونه قابل راهنمایی باشند.

his guidable nature makes him a great team player.

طبیعت قابل راهنمایی او باعث می‌شود یک هم‌تیمی عالی باشد.

the training program is designed for guidable individuals.

برنامه آموزشی برای افراد قابل راهنمایی طراحی شده است.

being guidable can help you adapt to changes.

قابل راهنمایی بودن می‌تواند به شما کمک کند تا با تغییرات سازگار شوید.

her guidable attitude allows her to learn quickly.

نگاه قابل راهنمایی او به او اجازه می‌دهد تا به سرعت یاد بگیرد.

instructors should be aware of guidable students.

معلمان باید از دانش‌آموزان قابل راهنمایی آگاه باشند.

it's important to recognize guidable traits in others.

شناختن ویژگی‌های قابل راهنمایی در دیگران مهم است.

guidable individuals often thrive in structured environments.

افراد قابل راهنمایی اغلب در محیط‌های ساختاریافته شکوفا می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید