gul

[ایالات متحده]/ɡʌl/
[بریتانیا]/ɡʌl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاه از جنس Rosa; گیاه گل سرخ فارسی
Word Forms
جمعguls

عبارات و ترکیب‌ها

gul food

غذای گل

gul water

آب گل

gul flower

گل

gul festival

جشنواره گل

gul dance

رقص گل

gul market

بازار گل

gul music

موسیقی گل

gul art

هنر گل

gul story

داستان گل

gul culture

فرهنگ گل

جملات نمونه

she has a gul for art and creativity.

او علاقه زیادی به هنر و خلاقیت دارد.

he gul the music and danced all night.

او عاشق موسیقی بود و تمام شب می‌رقصید.

they have a gul for adventure and exploration.

آنها علاقه زیادی به ماجراجویی و اکتشاف دارند.

finding the right partner requires a gul for relationships.

پیدا کردن شریک مناسب نیاز به علاقه به روابط دارد.

she gul the situation and offered helpful advice.

او وضعیت را ارزیابی کرد و مشاوره مفیدی ارائه داد.

he has a natural gul for languages.

او علاقه طبیعی به زبان‌ها دارد.

they gul the market trends before investing.

آنها قبل از سرمایه‌گذاری روند بازار را ارزیابی کردند.

she gul the crowd and found her friend easily.

او جمعیت را بررسی کرد و به راحتی دوست خود را پیدا کرد.

having a gul for cooking can make meal preparation enjoyable.

داشتن علاقه به آشپزی می‌تواند تهیه غذا را لذت‌بخش کند.

he gul the complexities of the project and succeeded.

او پیچیدگی‌های پروژه را ارزیابی کرد و موفق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید