gullied

[ایالات متحده]/ˈɡʌlid/
[بریتانیا]/ˈɡʌlid/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته م participle از gully; ایجاد یک gully از طریق فرسایش

عبارات و ترکیب‌ها

gullied terrain

منطقه فرورفته

gullied landscape

مناظر فرورفته

gullied area

منطقه فرورفته

gullied path

مسیر فرورفته

gullied hillside

پایدار فرورفته

gullied soil

خاک فرورفته

gullied slope

شیب فرورفته

gullied valley

دره فرورفته

gullied region

منطقه فرورفته

gullied bank

گودال فرورفته

جملات نمونه

the heavy rain gullied the dirt road, making it impassable.

باران شدید باعث ایجاد جویبارهای عمیق در جاده خاکی شد و عبور از آن را غیرممکن کرد.

after the storm, the landscape was gullied and changed forever.

بعد از طوفان، مناظر دچار فرسایش و تغییر دائمی شدند.

the construction site was gullied due to poor drainage.

به دلیل زهکشی نامناسب، محل ساخت و ساز دچار فرسایش شد.

the gullied terrain made hiking difficult for the group.

زمین‌های فرسوده باعث دشوار شدن پیاده‌روی برای گروه شد.

farmers worried that the gullied fields would reduce their crop yield.

کشاورزان نگران بودند که مزارع فرسوده باعث کاهش عملکرد محصول آنها شود.

they planned to restore the gullied area with vegetation.

آنها قصد داشتند با استفاده از پوشش گیاهی، منطقه فرسوده را ترمیم کنند.

the gullied riverbanks posed a risk of flooding.

حاشیه های فرسوده رودخانه خطر سیل را به همراه داشتند.

efforts to prevent gullied landscapes are essential for conservation.

تلاش برای جلوگیری از ایجاد مناظر فرسوده برای حفظ محیط زیست ضروری است.

children were warned not to play near the gullied areas.

به کودکان هشدار داده شد که در نزدیکی مناطق فرسوده بازی نکنند.

gullied paths can lead to erosion and loss of soil.

مسیرهای فرسوده می‌توانند منجر به فرسایش و از دست دادن خاک شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید