gullied terrain
منطقه فرورفته
gullied landscape
مناظر فرورفته
gullied area
منطقه فرورفته
gullied path
مسیر فرورفته
gullied hillside
پایدار فرورفته
gullied soil
خاک فرورفته
gullied slope
شیب فرورفته
gullied valley
دره فرورفته
gullied region
منطقه فرورفته
gullied bank
گودال فرورفته
the heavy rain gullied the dirt road, making it impassable.
باران شدید باعث ایجاد جویبارهای عمیق در جاده خاکی شد و عبور از آن را غیرممکن کرد.
after the storm, the landscape was gullied and changed forever.
بعد از طوفان، مناظر دچار فرسایش و تغییر دائمی شدند.
the construction site was gullied due to poor drainage.
به دلیل زهکشی نامناسب، محل ساخت و ساز دچار فرسایش شد.
the gullied terrain made hiking difficult for the group.
زمینهای فرسوده باعث دشوار شدن پیادهروی برای گروه شد.
farmers worried that the gullied fields would reduce their crop yield.
کشاورزان نگران بودند که مزارع فرسوده باعث کاهش عملکرد محصول آنها شود.
they planned to restore the gullied area with vegetation.
آنها قصد داشتند با استفاده از پوشش گیاهی، منطقه فرسوده را ترمیم کنند.
the gullied riverbanks posed a risk of flooding.
حاشیه های فرسوده رودخانه خطر سیل را به همراه داشتند.
efforts to prevent gullied landscapes are essential for conservation.
تلاش برای جلوگیری از ایجاد مناظر فرسوده برای حفظ محیط زیست ضروری است.
children were warned not to play near the gullied areas.
به کودکان هشدار داده شد که در نزدیکی مناطق فرسوده بازی نکنند.
gullied paths can lead to erosion and loss of soil.
مسیرهای فرسوده میتوانند منجر به فرسایش و از دست دادن خاک شوند.
gullied terrain
منطقه فرورفته
gullied landscape
مناظر فرورفته
gullied area
منطقه فرورفته
gullied path
مسیر فرورفته
gullied hillside
پایدار فرورفته
gullied soil
خاک فرورفته
gullied slope
شیب فرورفته
gullied valley
دره فرورفته
gullied region
منطقه فرورفته
gullied bank
گودال فرورفته
the heavy rain gullied the dirt road, making it impassable.
باران شدید باعث ایجاد جویبارهای عمیق در جاده خاکی شد و عبور از آن را غیرممکن کرد.
after the storm, the landscape was gullied and changed forever.
بعد از طوفان، مناظر دچار فرسایش و تغییر دائمی شدند.
the construction site was gullied due to poor drainage.
به دلیل زهکشی نامناسب، محل ساخت و ساز دچار فرسایش شد.
the gullied terrain made hiking difficult for the group.
زمینهای فرسوده باعث دشوار شدن پیادهروی برای گروه شد.
farmers worried that the gullied fields would reduce their crop yield.
کشاورزان نگران بودند که مزارع فرسوده باعث کاهش عملکرد محصول آنها شود.
they planned to restore the gullied area with vegetation.
آنها قصد داشتند با استفاده از پوشش گیاهی، منطقه فرسوده را ترمیم کنند.
the gullied riverbanks posed a risk of flooding.
حاشیه های فرسوده رودخانه خطر سیل را به همراه داشتند.
efforts to prevent gullied landscapes are essential for conservation.
تلاش برای جلوگیری از ایجاد مناظر فرسوده برای حفظ محیط زیست ضروری است.
children were warned not to play near the gullied areas.
به کودکان هشدار داده شد که در نزدیکی مناطق فرسوده بازی نکنند.
gullied paths can lead to erosion and loss of soil.
مسیرهای فرسوده میتوانند منجر به فرسایش و از دست دادن خاک شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید