gulpings

[ایالات متحده]/ˈɡʌlpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡʌlpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به سرعت و با طمع خوردن یا نوشیدن؛ به طور ناگهانی بلعیدن یا استنشاق کردن؛ عمیقاً نفس کشیدن؛ به خاطر احساسات خفه شدن یا قادر به صحبت نبودن

عبارات و ترکیب‌ها

gulping down

بلعیدن

gulping air

بلعیدن هوا

gulping water

بلعیدن آب

gulping food

بلعیدن غذا

gulping loudly

بلعیدن با صدای بلند

gulping quickly

بلعیدن به سرعت

gulping nervously

بلعیدن با اضطراب

gulping down water

بلعیدن آب

gulping in surprise

بلعیدن با تعجب

gulping with joy

بلعیدن با خوشحالی

جملات نمونه

he was gulping down his drink at the bar.

او داشت با سرعت زیادی نوشیدنی‌اش را در بار می‌نوشید.

she was gulping in surprise when she saw the gift.

او با تعجب شروع به بلعیدن کرد وقتی هدیه را دید.

the dog was gulping its food too quickly.

سگ داشت خیلی سریع غذا را می‌بلعید.

they were gulping with excitement at the concert.

آنها با هیجان در کنسرت شروع به بلعیدن کردند.

he kept gulping nervously before the presentation.

او قبل از ارائه به طرز عصبی به بلعیدن ادامه داد.

she was gulping air after finishing the race.

او بعد از اتمام مسابقه شروع به بلعیدن هوا کرد.

the child was gulping his juice happily.

بچه با خوشحالی آب میوه اش را می‌بلعید.

gulping down the last bite, he sighed in satisfaction.

با بلعیدن گاز آخر، او با رضایت آهی کشید.

gulping with fear, she entered the haunted house.

با ترس، او وارد خانه ارواسی شد.

after gulping down the medicine, he grimaced.

بعد از بلعیدن دارو، او پوزخندی زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید