clamoring

[ایالات متحده]/ˈklæm.ər.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈklæm.ɚ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد صدای بلند و گیج‌کننده؛ با صدای بلند خواسته‌ها یا اعتراضات را مطرح کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clamoring crowd

جمعیت هیاهوکننده

clamoring voices

صدای هیاهوکننده

clamoring demands

مطالبات هیاهوکننده

clamoring children

کودکان هیاهوکننده

clamoring fans

هواداران هیاهوکننده

clamoring audience

تماشاگران هیاهوکننده

clamoring supporters

طرفداران هیاهوکننده

clamoring protesters

معترضان هیاهوکننده

clamoring for attention

هیاهو برای جلب توجه

clamoring for change

هیاهو برای تغییر

جملات نمونه

the children were clamoring for attention during the event.

کودکان در طول رویداد برای جلب توجه داد و فریاد می‌کردند.

fans were clamoring for tickets to the concert.

هواداران برای بلیط کنسرت داد و فریاد می‌کردند.

the crowd was clamoring for answers after the announcement.

مردم پس از اعلامیه برای پاسخ داد و فریاد می‌کردند.

students were clamoring for extra help before the exam.

دانشجویان قبل از امتحان برای کمک اضافی داد و فریاد می‌کردند.

protesters were clamoring for justice in the streets.

تظاهرکنندگان برای عدالت در خیابان‌ها داد و فریاد می‌کردند.

the dogs were clamoring at the door to be let out.

سگ‌ها برای بیرون رفتن در مقابل در داد و فریاد می‌کردند.

the audience was clamoring for an encore after the performance.

تماشاگران پس از اجرا برای درخواست دوباره داد و فریاد می‌کردند.

employees were clamoring for a raise during the meeting.

کارمندان در طول جلسه برای افزایش حقوق داد و فریاد می‌کردند.

the kids were clamoring for ice cream on a hot day.

بچه‌ها در یک روز گرم برای بستنی داد و فریاد می‌کردند.

viewers were clamoring for more episodes of the popular series.

تماشاگران برای قسمت‌های بیشتر از مجموعه محبوب داد و فریاد می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید